زبان و معرفت در کراتولوسِ افلاطون

نویسندگان

1 دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.22054/wph.2016.6731
چکیده

این مقاله کوششی است در تبیین دیدگاه افلاطون دربارة معرفت‌بخشیِ زبان در محاورة کراتولوس. افلاطون در این محاوره دو رویکردِ قراردادگرایی (مبنی بر این‌که تنها قرارداد است که درستیِ هر واژه را تعیین می‌کند) و طبیعت‌گرایی (یا ذات‌گرایی، مبنی بر این‌که هر واژه از طبیعت یا ذات مدلول خود حکایت دارد) را دربارة درستیِ واژگان بررسی و سپس رد می‌کند. همچنین، او به ریشه‌شناسیِ شماری از واژگان یونانی رو می‌آورد و گویی از این کار مرادی جز این ندارد که ثابت کند نباید در پیِ معرفتِ راستین، به پژوهش دربارة واژگان توسل جست. او در پایان محاوره به این نتیجه می‌‌رسد که باید به روشی مستقل از واژگان در جست‌وجوی معرفت بود. این نتیجه‌گیریِ سلبی، به‌ویژه به سبب اختصار آن در مقایسه با حجم محاوره، به تفسیرهای گوناگونی از دیدگاه افلاطون در پرتو دیگر آثار او دامن زده است. دستاورد این مقاله این است که افلاطون در کراتولوس هرگونه روش متکی بر زبان را در کسب حقیقت محض ناکارآمد می‌یابد.