محیط رسوبی، کانی های رسی و دیاژنز سازند گورپی در برش نمونه و میدان نفتی زیلایی (چاه های شماره 5 و 8)

نویسندگان

1 دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

2 دانشگاه شهید بهشتی تهران، دانشکده علوم زمین، تهران ایران

3 شرکت ملی نفت مناطق نفت خیز جنوب، اداره زمین‌شناسی بنیانی، اهواز، ایران

doi
10.22071/gsj.2010.57151
چکیده

مطالعات صحرایی، کلسی‌متری و بررسی­های میکروسکوپی بر روی برش نمونه سازند گورپی و سنگ‌نگاری خرده­های حفاری این سازند در میدان نفتی زیلایی (چاه­های شماره 5 و 8)  سبب تفکیک دو بخش کربناته و دو بخش دو رگه (اغلب مارن و در تعداد معدودی از نمونه­ها مارن رسی) در این سازند شد. با توجه به رخساره­های میکروسکوپی موجود در بخش‌های کربناته، محیط دریای باز از یک رمپ کربناته را می­توان به این سازند نسبت داد. همچنین، به دلیل وجود گلوکونیت و فسفات  درجازا و پیریت فرومبوییدال اولیه برای محیط رسوبی این سازند، شرایط احیایی را می­توان متصور بود. تجزیه XRD و SEM  نمونه­های مربوط به مارن­های رسی، گویای حضور کوارتز تخریبی در بخش مارن پایینی و افزون بر آن، کانی­های رسی ایلیت، کلریت از منشأ تخریبی و اسمکتیت از منشأ دیاژنزی و به احتمال تخریبی، در بخش مارن بالایی است. حضور همزمان این کانی­ها و نبود کائولینیت بیانگر شرایط آب و هوایی معتدل، طی ته­نشست مارن بالایی است. همچنین تجزیه و تحلیل نیمه کمی داده­های XRD حاکی از افزایش اسمکتیت و کاهش ایلیت به سمت رأس سازند است که می­تواند ناشی از گرم شدن نسبی آب و هوا و نیز ژرف‌تر شدن حوضه رسوبی باشد. با توجه به ژرف بودن حوضه رسوبی فرایندهای دیاژنزی محدودی نیز در این سازند روی داده است که عمده‌ترین آن سیمانی شدن، آهن­دار شدن و شکستگی­های موجود در سازند است. تصاویر SEM گویای حضور دیاژنزی کانی اسمکتیت در دو نمونه بالای محدوده زمانی کرتاسه بالایی است که می­تواند ناشی از تبادل بین سیال‌های با کانی­های مافیک و دیگر کانی­های رسی مانند اسمکتیت تخریبی، ایلیت و ... باشد. نبود اسمکتیت دیاژنزی در دو نمونه مربوط به پالئوسن، می­تواند ناشی از تغییر در شرایط حوضه رسوبگذاری در بالا و پایین مرز کرتاسه- ترشیری باشد. بررسی میزان Th و K و همچنین نسبت این دو در لاگ NGS مربوط به چاه شماره 8  میدان نفتی زیلایی بیانگر حضور کانی­های رسی مونت­موریلونیت و ایلیت در این چاه است.