تعیین عوامل مؤثر و پیش بینی مکانی وقوع خزش ها و زمین لغزش های کنار جاده ای در جنگل های استان گلستان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری ،گروه جنگلداری، دانشکده علوم جنگل، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران.
2 دانشیار، گروه مدیریت مناطق بیابانی، دانشکده مرتع و آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران.
3 دانشیار، گروه جنگلداری، دانشکده علوم جنگل، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران
4 دانشیار گروه جنگلداری، دانشکده علوم جنگل، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران
doi
10.22069/jwfst.2024.22730.2074چکیده
مقدمه و هدف: خزشها و زمینلغزشها هر چند در ابعاد کوچک و سطحی اما بهوفور در مجاورت جادههای جنگلی کوهستانی حادث شده و سالانه منجر به وارد آمدن خسارت مالی قابلملاحظهای به ابنیه فنی و راهها میشود. هدف اصلی این تحقیق شناسایی مهمترین عوامل مؤثر در وقوع این نوع حرکتهای تودهای کنارجادهای و پیشبینی مکانی وقوع آنها در اطراف جاده است. مواد و روشها: ابتدا بخشی از جادههای طرحهای جنگلداری شموشک و چهلچای و عرب داغ که دارای اقلیمها و سنگبسترهای متفاوت میباشند، پیمایش شده و تمام خزشها و زمینلغزشها و وسعت تقریبی آنها توسط GPS ثبت شد. عوامل تاثیرگذار طبیعی شامل شیب دامنه، شکل شیب دامنه، جهتهای جغرافیایی شیب، زمینشناسی، ارتفاع از سطح دریا و شاخص خمیری خاک از طریق جمعآوری اسناد موجود و برداشت میدانی و استانداردهای ASTEM و عوامل تأثیرگذار فنی جادههای جنگلی شامل شیب طولی، عرض و عمق جوی، ارتفاع و شیب ترانشههای خاکبرداری و خاکریزی بهکمک دستگاه شیبسنج و متر برداشت میشود. میزان ترافیک نیز از طریق استعلام منطقهای مشخص شد. کلیه این اطلاعات در مدلهای جنگل تصادفی (RF) وارد شده و سپس بر مبنای ضرایب بدست آمده از اجرای مدلها مهمترین عوامل تأثیرگذار در وقوع خزشها و زمینلغزش شناسایی شد. در مرحله بعد، بر مبنای استانداردسازی لایهها و ضرایب بدست آمده، نقشه حساسیت و یا احتمال رویداد خزش و زمینلغزش تولید شد. نتایج: نتایج منحنی ROC بیانگر دقت بالای مدل جنگل تصادفی با کاپا 1 برای زمین لغزش و کاپای 95/0 برای خزش است. بنابراین نتایج حاصل از پهنهبندی با درصد بالا با واقعیت زمینی مطابقت دارد. همچنین بر اساس مدل جنگل تصادفی، ارتفاع و شیب ترانشه خاکبرداری به ترتیب بیشترین تأثیر را در وقوع زمین لغزشهای کنارجادهای مناطق مورد مطالعه داشتهاند. عرض و عمق جوی کناری نیز به ترتیب بیشترین تأثیر را در وقوع خزش داشتند. از میان عوامل طبیعی، شاخص خمیری خاک و وضعیت زمینشناسی منطقه، مؤثرترین عوامل در وقوع زمینلغزشها و خزشهای کنار جادهای بودند. با توجه به نقشههای خطر زمین لغزش و خزش، 31 درصد از سطح مناطق مورد مطالعه مستعد زمینلغزش و 51 درصد آن مستعد خزش میباشد.نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که ابعاد غیراستاندارد جوی کناری که در اثر انباشتگی رسوب و یا فرسایش خندقی ایجاد میشود، میتواند محرک اصلی خزش خاک باشد. همچنین طراحی و ساخت جاده در اراضی پرشیب منجر به ایجاد ترانشههای مرتفع و پرشیب میشود که این موضوع غالیاً با پیامدهای ناپایداری و زمینلغزش همراه است. این موارد ضرورت طراحی اصولی مسیر هادی و برنامهریزی جامع و دقیق برای اجرای عملیات زهکشی و حفاظت و نگهداشت ترانشههای جادههای جنگلی را نشان میدهد.