رابطه اراده با معرفت «با تکیه بر تبیین نظریه معرفت طبعی جاحظ»

نویسندگان

1 دانشگاه امام صادق(ع)

doi
چکیده

چکیده یکی از مسائل مهم در مباحث معرفت‌شناسی رابطه اراده با معرفت است. پاسخ به این پرسش که آیا معرفت امری ارادی است یا فعلی غیر‌ارادی و به قول متکلمین اضطراری، از مباحث قدیمی علم کلام و فلسفه است. متکلمین در موضوع ایمان و این‌که حقیقت آن معرفت الله است با این پرسش مواجه شدند که آیا معرفت الله ارادی است یا به‌صورت غیر‌ارادی و اضطراری واقع می‌شود. در‌این‌خصوص نظّام و جاحظ از گروه معتزله نظریه معرفت طبعی را مطرح کردند؛ البته دیدگاه این دو کاملاً مشابه نیست. نظریه معرفت طبعی جاحظ جامع‌تر و فراگیرتر از موضوع ایمان و معرفت الله است به‌گونه‌ای که جاحظ از طرف معتزله متهم به جبری دانستن معرفت و تکلیف به مالایطاق شده‌است. در توضیح و تحلیل نظریه معرفت طبعی و از طریق بررسی مطالب پراکنده در منابع فراوان و متعدد جاحظ مشخص می‌شود که بخشی از معارف انسانی در طول سال‌های متمادی زندگی به‌صورت غیرارادی و براساس طبع قوای ادراکی و تحت‌تاثیر عوامل احساسی و خواسته‌های درونی و بیرونی حاصل می‌شود و بخشی نیز مستقل از تاثیر عوامل احساسی و نیازهای انسانی به‌صورت «ارادی» شکل می‌گیرد.