مدیریت تلفیقی آب سطحی و زیرزمینی با استفاده از روش تفاضل محدود (مطالعه موردی: دشت دهلران، منطقه فرخ آباد)
نویسندگان
1 گروه آب، دانشکده عمران، دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول
2 گروه آب، دانشکده مهندسی عمران، دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول، ایران
doi
10.22125/iwe.2025.519245.1877چکیده
زهدار شدن اراضی در مناطق خشک و نیمهخشک از جمله چالشهای جدی در مدیریت پایدار منابع آب و خاک به شمار میرود. در منطقه فرخآباد، واقع در پنج کیلومتری جنوبغربی شهر دهلران، بالا آمدن سطح ایستابی آب زیرزمینی موجب بروز مشکلات زیستمحیطی و کاهش بهرهوری اراضی کشاورزی شده است. شواهد حاصل از بازدیدهای میدانی، مصاحبه با ساکنان محلی و تحلیل اسناد مطالعاتی پیشین حاکی از آن است که جریانات سطحی، بهویژه پساب شهری و چشمههای آبگرم، نقش قابل توجهی در تشدید این وضعیت دارند. این پژوهش با هدف شناسایی منشأ زه و ارزیابی راهکارهای مدیریتی، با بهرهگیری از مدل عددی ModFlow در محیط نرمافزار GMS، به مدلسازی کمی آبخوان دشت دهلران پرداخته است. پس از کالیبراسیون و اعتبارسنجی مدل در شرایط ماندگار و غیرماندگار، چهار سناریوی مدیریتی طی یک دوره هیدرولوژیکی یکساله شامل بهرهبرداری از پروژه انتقال آب چشمه آبگرم، کاهش ۵۰ درصدی جریانهای سطحی ورودی، فعالسازی تمام چاهها بر اساس پروانه بهرهبرداری و افزایش ۲۰ درصدی برداشت از منابع آب زیرزمینی بررسی شد. نتایج حاصل از شبیهسازیها نشان داد که مدیریت تلفیقی منابع آب سطحی و زیرزمینی، بهویژه در قالب کاهش ورودیهای سطحی، مؤثرترین گزینه در کاهش سطح ایستابی بوده و موجب افتی تا حدود 5/3 متر در منطقه فرخآباد شده است. این پژوهش، ضمن ارائه مدلی معتبر از شرایط هیدروژئولوژیکی منطقه، چارچوبی علمی برای تحلیل کمی اثرات انسانی بر منابع آب زیرزمینی فراهم آورده و الگویی قابل تعمیم برای مناطق مشابه ارائه میدهد.