تحلیل پویایی روشنه های تاجی با استفاده از تصاویر هوایی رقومی التراکم و پهپاد در توده های سوزنی برگ دست کاشت عرب داغ استان گلستان
نویسندگان
1 استاد گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ساری، ایران
2 دانشجوی دکتری ، گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ساری، ایران.
3 استاد ، گروه جنگلداری، دانشکده علوم جنگل، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران
doi
10.22069/jwfst.2023.21512.2022چکیده
مقدمه و هدف: تحلیل پویایی روشنهها باعث ایجاد درک صحیحی از روند پویایی توده جنگلی میشود که نقش مهمی در آینده مدیریتی بومسازگان جنگل دارد. در مطالعه حاضر به بررسی پویایی روشنهها در جنگلکاریهایعرب داغ استان گلستان با استفاده از دادههای سنجش از دور هوایی در یک دوره زمانی 9 ساله میپردازد.مواد و روشها: شناسایی و تهیه نقشه روشنهها با روش طبقهبندی شیء پایه انجام شد. طبقهبندی شیء پایه در سه مرحله کلی قابل انجام است که شامل قطعهبندی، طبقهبندی و ارزیابی صحت طبقهبندی میباشد. در مرحله بعد، 1345 روشنه در سال 1390 و 1058 روشنه در سال 1399، از بهترین نقشه روشنه استخراج گردید. خصوصیات روشنهها در هر مقطع زمانی به دست آمد. همچنین با تلاقی این دو نقشه، پویایی روشنهها از طریق محاسبه مشخصههای نرخ شکلگیری روشنه، نرخ بستهشدن روشنه، نرخ گسترش روشنه، نرخ کاهش روشنه و نرخ افزایش لگاریتمی تعداد روشنه تحلیل گردید.یافتهها: نتایج در بازه زمانی 9 ساله نشان داد که تعداد و تراکم روشنهها کاهش یافت؛ اما میانگین مساحت روشنهها و سهم مساحت روشنهها از مساحت کل افزایش یافت. در هر دو مقطع زمانی 65 درصد روشنهها مساحت کمتر از 150 مترمربع دارند و روشنههای بزرگ (بزرگتر از 300 مترمربع) کمترین فراوانی و سهم از مساحت کل روشنهها را پوشش دادند بیشترین نرخ تغییرات روشنهها مربوط به نرخ گسترش روشنههای اولیه بوده است (09/1 درصد در سال). نرخ بسته شدن با نرخ کاهش روشنههای اولیه تقریبا برابر است. کمترین نرخ تغییرات روشنهها را نرخ شکلگیری روشنه (77/0 درصد در سال) تشکیل داده است. نرخ افزایش لگاریتمی تعداد روشنهها منفی بوده است (6/2-) و نشان میدهد در منطقه موردمطالعه، تعداد روشنههای بستهشده در سال بیشتر از تعداد روشنههای جدیدی است که تشکیل میشود نتیجهگیری: با گذشت 9 سال تراکم روشنهها و تعداد روشنهها کاهش یافته و سطح کل روشنهها افزایش یافته است. این افزایش سطح کل روشنه را میتوان به افزایش گسترش روشنههای اولیه در طول دوره نسبت داد؛ زیرا نرخ گسترش روشنههای اولیه بیشتر از نرخ تشکیل روشنه، نرخ بسته شدن و کاهش روشنههای اولیه است. در هر دو مقطع زمانی فراوانترین اندازه مربوط به روشنههای کوچک بوده است. که نشاندهنده غلبه روشنههای کوچک در منطقه موردمطالعه میباشد. روشنههای کوچک بیشتر پویایی روشنهها را تشکیل میدهند و سریعتر از روشنههای بزرگ بسته میشوند.نتیجهگیری: با گذشت 9 سال تراکم روشنهها و تعداد روشنهها کاهش یافته و سطح کل روشنهها افزایش یافته است. این افزایش سطح کل روشنه را میتوان به افزایش گسترش روشنههای اولیه در طول دوره نسبت داد؛ زیرا نرخ گسترش روشنههای اولیه بیشتر از نرخ تشکیل روشنه، نرخ بسته شدن و کاهش روشنههای اولیه است. در هر دو مقطع زمانی فراوانترین اندازه مربوط به روشنههای کوچک بوده است. که نشاندهنده غلبه روشنههای کوچک در منطقه موردمطالعه میباشد. روشنههای کوچک بیشتر پویایی روشنهها را تشکیل میدهند و سریعتر از روشنههای بزرگ بسته میشوند.