تأثیر فلسفههای آموزشی بر اصول یادگیری با نقش واسطهای باورهای معرفتشناختی در بین اعضای هیأت علمی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
2 دانشیار دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
doi
10.22111/jeps.2024.41440.4930چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر فلسفههای آموزشی اعضای هیأت علمی بر اصول یادگیری با نقش میانجی باورهای معرفتشناختی انجام گرفت. روش تحقیق مورداستفاده در این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل اساتید دانشگاه سیستان و بلوچستان در سال تحصیلی 1400-1399 به تعداد 341 نفر بود و حجم جامعه نمونه به استناد جدول تعیین حجم نمونه سینگ و ماسکو برابر با 181 نفر برآورد شد. روش نمونهگیری طبقهای متناسب با حجم (برحسب دانشکده) و نمونهگیری در دسترس بود. دادهها با استفاده از سه پرسشنامه فلسفههای آموزشی کانتی (2004)،اصول یادگیری سدلر و زیتلمن (2013) و باورهای معرفتشناختی شومر (1993) جمع آوری شد که اعتبار آنها به ترتیب 84/0، 76/0 و 89/0 محاسبه گردید. شد برای بررسی متغیرهای موردمطالعه از آزمون t تک گروهی، جهت روایی سازه از روش تحلیل عاملی تأییدی و برای آزمون فرضیههای پژوهشی از روش معادلات ساختاری با کمک نرمافزارهای SPSS20 و Lisrel8 استفاده شد. نتایج یافتههای پژوهش نشان داد که میزان تأثیر متغیر فلسفههای آموزشی بر اصول یادگیری و باورهای معرفتشناختی به ترتیب 59/0 و 52/0 است و این تأثیر نیز معنیدار بود. همچنین اثر فلسفههای آموزشی بر اصول یادگیری با میانجیگری باورهای معرفتشناختی 11/0 بود و این تأثیر نیز معنیدار دار بود؛ بنابراین متغیر فلسفههای آموزشی با اصول یادگیری و باورهای معرفتشناختی رابطه مثبت و معنیدار داشت. همچنین نقش میانجی باورهای معرفتشناختی در رابطه بین فلسفه آموزشی و اصول یادگیری تأیید شد.