مقایسه دو روش تصمیم گیری فرایند تحلیل شبکه ای و تحلیل سلسلهمراتبی فازی بهمنظور ارزیابی توان اکولوژیک کاربری اکوتوریسم (مطالعه موردی: آثار طبیعی ملّی دهلران)
نویسندگان
1 استادیار مهندسی منابع طبیعی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
doi
چکیده
بهرهبرداری مستمر از منابع طبیعی تجدیدشونده، متضمّن شناسایی توان اکولوژیک سرزمین در هر محیط است و این شناسایی، با کمک مدیریت بهینه و برنامهریزیشده، امکان استفاده از منابع را فراهم آورده و از تخریب محیط جلوگیری میکند. آثار طبیعی ملّی دهلران در قالب سه اثر مهمّ طبیعی ملّی شامل چشمههای آبگرم، چشمههای قیر و غار خفاش میتواند بستر مناسبی برای جذب اکوتوریسم در منطقه فراهم کند؛ بنابراین، ترویج اکوتوریسم در این منطقه، بهعنوان پشتوانهای برای حفاظت و ابزاری برای تسهیل مدیریت آن محسوب میشود. با توجّه به این موضوع، در پژوهش حاضر به ارزیابی و مدلسازی توان اکولوژیک این منطقه برای کاربری اکوتوریسم پرداخته شده است. در این راستا، پس از انجام مطالعات پایه و تهیّة نقشههای موضوعی منطقه از معیارهای خاک، اقلیم، فیزیوگرافی و پوشش گیاهی از روشهای تصمیمگیری چندمعیاره، تحلیل سلسلهمراتبی فازی چانگ و فرایند تحلیل شبکهای بهمنظور استانداردسازی و تعیین وزن معیارها استفاده شد. درنهایت، نقشههای واحدهای زیستمحیطی منطقه تولید و سپس مدل اکولوژیکی توان منطقه برای اولویّتبندی کاربری اکوتوریسم پس از آمایش و بررسی مدل اکولوژیک مخدوم، با استفاده از مدل ترکیب خطّی وزنی تهیّه و در سه طبقه برای منطقه ارائه شد. نتایج نشان داد، در روش تحلیل سلسلهمراتبی فازی، 80% از مساحت منطقه برای کاربری اراضی اکوتوریسم مساعد است که با واقعیّت سازگاری بیشتری داشت، در صورتی که در روش فرایند تحلیل شبکهای، 62% از مساحت منطقه مساعد دیده شد. از پژوهش حاضر این نتیجه گرفته شد که روش تحلیل سلسلهمراتبی فازی، انعطافپذیری بیشتر و قابلیت بالاتری در تعیین مناطق مناسب برای کاربری اکوتوریسم دارد.