جایگاه شک در تأسیس نظام فکری دکارت

نویسندگان

1 دانشگاه تبریز

2 دانشگاه تبریز

doi
10.22054/wph.2014.6144
چکیده

"دکارت" به‌رغم اینکه در روزگار خود و حتی بعدها متهم به شکاکیت بود اصلاً شکاک نبود؛ بلکه او شک را همچون وسیله‌ای برای غایتی به‌کار می‌برد. او هرکجا از فلسفه و مابعدالطبیعة حقیقی سخن می‌گوید مخاطب را به پاکسازی ذهن از هرچه که می‌شود کمترین تردیدی در آن کرد، فرا می‌خواند. آنچه باید به‌ آن توجه داشته باشیم این است که شک ‌و شکاکیت تنها تا مرحله‌ای کارآیی دارد که ما به‌کمک آن به مبنای مستحکمی برسیم و از آن به‌بعد به‌ یاری روش تحلیل است که باید شروع به ساختن یک بنای معرفتی استوار کرد. ما در این مقاله بر آنیم تا نشان دهیم برخلاف آنچه رایج است شک، نه روش  (method)دکارت؛ بلکه راهکاری (procedure) است که او آن را برای اِعمال روش خود که همانا روش تحلیل است، در کار می‌آورد. شک، تنها بستری را برای رسیدن اندیشندة دکارتی به مبنایی یقینی فراهم می‌آورد تا او بتواند عمارت جدید معرفتی مدنظر خویش را بر این مبنا پی‌ بیفکند. در واقع، دکارت از شک بهره می‌گیرد تا به‌ یاری آن بتواند راه را برای کاربست روش تحلیل در حوزة‌ مابعدالطبیعه هموار سازد. 

کلیدواژه‌ها