نقد شوپنهاور از فلسفة اخلاق کانت

نویسندگان

1 استادیار فلسفه دانشگاه تبریز

doi
10.22054/wph.2014.6143
چکیده

مفهوم «اراده» جزء یکی از مفاهیم کلیدی فلسفة اخلاق "کانت" و "شوپنهاور" محسوب می شود. در نظام اخلاقی کانت، اراده زمانی وجهة اخلاقی پیدا می‌کند  که کاملاً تابع عقل و قوانین ماتقدم و مطلق آن باشد. اما شوپنهاور معتقد است که چون ارادة انسان مقدم بر عقل اوست، بنابراین عقل نمی‌تواند اراده را به انجام کاری وادارد. او به‌جای عقل، انگیزه‌ها و محرک­ها را به‌عنوان منشأ اصلی شکل‌گیری هر عمل ارادی- ازجمله عمل اخلاقی- می‌داند. ولی نکتة مهم اینجاست که او با تقسیم محرک­ها به سه نوع «همدلی»، «اگوئیسم» و «سوء‌نیت»، فقط همدلی را به‌عنوان محرک عمل اخلاقی یا پایة اصلی اخلاق قرار می‌دهد و دو محرک دیگر را به‌عنوان محرک‌های ضداخلاقی کنار می‌گذارد. او با انجام این کار پایة عقلانی اخلاق کانت را در قالب سه نوع استدلال مورد انتقاد قرار می‌دهد: او ابتدا فرمالیسم اخلاقی کانت و ادعاهای ماتقدم آن را زیر سؤال می­برد، سپس تزلزل مفهومی موجود در اخلاق کانت را (که ناشی از ناسازگاری میان ادعای ظاهری او مبنی‌بر تأسیس اخلاق بر پایة عقل و علاقة باطنی‌اش به اخلاق کلامی است) مورد انتقاد قرار داده و درنهایت نظام اخلاقی کانت را متهم به اگوئیسم می­کند. در نتیجه، مقالة حاضر سعی می‌کند با توصیف انتقاد شوپنهاور از نظام اخلاقی کانت، جایگاه و ویژگی اصلی اخلاق شوپنهاور را مشخص نماید.