نقد و بررسی ساخته‌انگاری واقع با تکیه بر آرای پل بوقوسیان

نویسندگان

1 دانشگاه تهران

2 دانشگاه تهران

doi
10.22054/wph.2014.6146
چکیده

در تصویر کلاسیک از معرفت سه مقولة «واقع» و به‌تبع آن «صدق» و «توجیه» اموری مستقل از ذهن و ذهنیات فاعل شناسا محسوب می­شوند. اما نسبی­گرایان استقلال این امور را از ذهن و ذهنیات فاعل شناسا انکار می­کنند و بر این باورند که هر سه مقوله، یا دست‌کم برخی از آنها با توجه به نیازها، ارزش­ها و علائق اجتماعی شکل می­گیرند و به بیان‌دیگر «برساختة اجتماعی»‌اند، درنتیجه معرفت مقوله­ای نسبی است و از جامعه­ای به جامعه­ای و از جامعه­ای در یک زمان به همان جامعه در زمان دیگر متفاوت است. حاصل این نوع نگرش به معرفت، نظریه­ای است که امروزه با عنوان «نسیبی‌گرایی معرفت­شناختی» معروف است. "پل بوقوسیان"، فیلسوف معاصر از ناقدان برجستة نسبی­گرایی معرفت‌شناختی است. این مقاله با تکیه بر آرای پل‌بوقوسیان به بررسی و نقد نوعی از نسبی­گرایی معرفت شناختی می­پردازد که ناشی‌از «ساخته­انگاری واقع» است و ضمن نشان دادن مخدوش بودن این نظریه می­کوشد برخی آرای بوقوسیان در این زمینه را مورد بررسی و نقد قرار دهد.