تأثیر انواع کاربریهای زمین بر ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی و ترسیب کربن خاک حاشیه رودخانه کرخه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه علوم و مهندسی جنگل، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ساری، ایران.
2 استاد ، گروه علوم و مهندسی جنگل، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ساری، ایران.
3 استاد ، گروه علوم و مهندسی جنگل دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری
4 دانشیار ، گروه مرتعداری، دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی، دانشگاه تربیت مدرس، نور، ایران.
doi
10.22069/jwfst.2023.20411.1973چکیده
سابقه و هدف: جنگلهای کرانرودی با وجود اشغال فضای نسبتا کوچک، پتانسیل ترسیب کربن بیشتر و سریعتر را داشته، کانون-های تنوع زیستی بوده و خدمات ارزشمند اکوسیستمی متعددی را ارائه میدهند. جنگلهای کرانرودی بر الگوهای تنوع زیستی گیاهی، ویژگیهای خاک و کیفیت زیستگاه نیز تأثیر میگذارند. جنگلهای کرانرودی با وجود دارا بودن ارزشهای محیطزیستی و حفاظتی بالا تا کنون به عنوان پوششهای جنگلی کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند و اغلب مطالعات مربوط به الگوی پراکنش گونه-ها و ویژگیهای جامعه جانوری خاک آنها بود. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر انواع کاربریهای زمین بر ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی و ترسیب کربن خاک حاشیه رودخانه کرخه بود.مواد و روشها: در این تحقیق، اثر کاربریهای جنگل طبیعی، جنگلکاری، کشاورزی و اراضی بایر در حاشیه رودخانه کرخه بر برخی مشخصههای فیزیک و شیمیایی و ترسیب کربن خاک انجام شد. بدین ترتیب که با روش تصادفی، تعداد 30 نقطه در هر کاربری انتخاب و نمونههای خاک از عمق 20-0 سانتیمتر در مرکز هر قطعه برداشت شدند. مشخصههای درصد رطوبت، بافت، جرم مخصوص ظـاهری، pH، هـدایت الکتریکی، کربن آلی، نیتروژن کل، پتاسیم و فسفر قابل جذب و کربنات کلسیم در آزمایـشگاه انـدازهگیـری و میزان ترسیب کربن محاسبه شد. دادهها با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه (ANOVA) و آزمون مقایسه میانگین SNK مورد تحلیل قرار گرفتند. کلیه تجزیه و تحلیلهای آماری با استفاده از نرم افزار SAS 9 انجام شد.یافتهها: نتایج نشان داد که کاربری زراعی با 45/18 درصد رس، جنگل طبیعی و کاربری کشاورزی به ترتیب با 29/46 و 92/43 درصد سیلت و کاربری جنگلکاری و اراضی بایر به ترتیب با 47/60 و 86/56 درصد شن اختلاف معنیداری را نشان دادند. جرم مخصوص ظاهری طی تغییر کاربری جنگل افزایش یافت. بیشترین مقدار هدایت الکتریکی با 17/3 دسیزیمنس بر متر در اراضی بایر مشاهد شد که افزایش 35/71 درصدی نسبت به جنگل طبیعی داشت. در کاربری زراعی پتاسیم قابل جذب با کاهش 04/62 درصدی نسبت به جنگل طبیعی به کمترین میزان رسید. با توجه به نتایج، تغییر کاربری دارای تاثیر معنیدار و کاهشی بر میزان ترسیب کربن بوده، بطوریکه جنگلطبیعی با 37/63 تن در هکتار بیشترین مقدار ترسیب کربن را داشته و کمترین ذخیره کربن مربوط به کاربری کشاورزی با 53/41 تن در هکتار بود. نتیجهگیری: بهطور کلی جنگلهای کران رودی از کیفیت و ترسیب کربن خاک بیشتری برخوردار بوده و تغییر کاربری موجب آسیب این رویشگاهها میشود. بررسی ترسیب کربن در اکوسیستمهای ساحلی ممکن است به تعیین شرایط پایه کمک کرده و می-تواند برای تقویت طرحهای احیا یا پرداختن به تأثیر تغییرات آب و هوایی بر ذخایر کربن در این نواحی مورد استفاده قرار بگیرد.