«هنر» و «حقیقت» در نظریة زیباشناختی آدورنو

نویسندگان

1 دانشگاه علامه طباطبایی

2 دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج

doi
چکیده

باور "آدورنو" به نقش­هایی که هنر می­تواند در بسترهای مختلف زندگی انسان ایفا کند، متفاوت از جزم‌اندیشی­هایی است که فرهنگ و فلسفة سنتی تاکنون آن را به‌مثابه کارکردهایی برای هنر در نظر گرفته است. به اعتقاد آدورنو، مهم­ترین کارکرد و نقشی که هنر می­تواند داشته باشد، کارکرد «انتقادی» و نقش «رهایی­بخشی» آن در راستای تحلیل و نقد ساختارهای سلطه و سرکوب است. از همین‌رو، باور او به نظریة انتقادیِ هنر دربارة جامعه و نقش هنر در تغییر آگاهی اجتماعی به آن چیزی باز می­گردد که وی آن را «محتوای معطوف به حقیقت» هنر و اثر هنری می­نامد. مهم­ترین چالشی که آدورنو را برای این نقد و تفحص برمی­انگیزد، پرسش از رابطۀ «هنر» و «حقیقت» و نیز نقش اجتماعی و کارکرد معرفتی­ای است که هنر می­تواند داشته باشد. در این مقاله، برخی از مهم­ترین و اصلی­ترین ایده­ها و مفاهیم اندیشه‌ورزی آدورنو به‌منظور روشن­تر شدن موضوع «محتوای معطوف به حقیقت هنر»، در کتاب نظریة زیباشناختی وی، مورد بحث قرار می­گیرد.