بررسی چرخه درازمدت کربن و میزان ترسیب آن در سیستم کشاورزی ایران: I- تولید خالص اولیه و ورودی سالانه کربن برای محصولات زراعی مختلف

نویسندگان

1 گروه زراعت و اصلاح و نباتات، دانشـکده کشـاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، ایران.

2 گروه زراعت و اصلاح و نباتات، دانشـکده کشـاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، ایران.

3 گروه زراعت و اصلاح و نباتات، دانشـکده کشـاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، ایران

4 گروه زراعت، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

doi
10.22067/jag.v6i4.45984
چکیده

برآورد میزان ورودی کربن به عنوان یکی از مهمترین فاکتورهای تعیین کننده برای تخمین میزان تغییرات کربن خاک و همچنین پتانسیل ترسیب کربن می‏باشد. به منظور بررسی میزان تولید اولیه و همچنین کربن ورودی به خاک در سیستم‏های کشاورزی ایران، اطلاعات مربوط به عملکرد، سطح زیر کشت، شاخص برداشت و همچنین نسبت اندام هوایی به زیرزمینی در محصولات زراعی مختلف کشور شامل: گندم (Triticum aestivum L.)، جو (Hordeum vulgare L.)، ذرت (Zea mays L.)، پنبه (Gossypium hirsutum L.)، برنج (Oryza sativa L.)، یونجه (Medicago sativa L.) و نخود (Cicer arietinum L.) برای استان‏های مختلف جمع آوری گردید. سپس میزان کربن اختصاص یافته به اندام‏های مختلف گیاهی با توجه به ضرایب تسهیم کربن برآورد گردید و در نهایت میزان تولید خالص اولیه بر اساس کربن (NPPc) محاسبه گردید. کسری از NPPc که به صورت سالانه به خاک برگردانده می‏شود، به عنوان ورودی سالانه کربن به خاک در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که بیشترین مقدار NPPC برای گندم، جو و یونجه در اقلیم مرطوب خزری، برای برنج، نخود و پنبه در اقلیم گرم و مرطوب جنوبی و برای ذرت در اقلیم گرم و خشک حاصل شد. در تمامی مناطق کشور، گیاه نخود کمترین تاثیر را در میزان NPPC و در نتیجه ترسیب کربن به خود اختصاص داد. بیشترین میزان ورودی کربن در واحد سطح در بین گیاهان مورد مطالعه و مناطق مختلف در منطقه خزری و برای گیاه یونجه و کمترین ورودی کربن مربوط به گیاه نخود در منطقه سرد کوهستانی بود. کمترین خلاء بین میزان واقعی و پتانسیل ترسیب کربن در گیاه یونجه مشاهده شد، در حالیکه گندم، برنج و پنبه بیشترین خلاء را به ترتیب با مقادیر 4/0، 38/0 و 37/0 نشان دادند که بیانگر امکان افزایش قابلیت ترسیب کربن از طریق این گیاهان می‏باشد.