مهندسی مفهومی و برخی چالش‌های روش‌شناختی

نویسندگان

1 گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 دانشکده علوم انسانی. دانشگاه خاتم. تهران. ایرن

doi
10.48308/kj.2025.240849.1340
چکیده

فلسفۀ تحلیلی در سال‌های اخیر با چالش‌های روش‌شناختی گوناگونی مواجه بوده است. در مقالۀ حاضر، ابتدا دو مورد از این چالش‌ها به بحث گذاشته می‌شود که دو روش مرکزی فلسفۀ تحلیلی را زیر سؤال می‌برند، یکی معطوف به روش تحلیل زبانی و دیگری معطوف به روش آزمایش فکری. در ادامه به معرفی مهندسی مفهومی به‌منزلۀ یک روش نوپا که برای غلبه بر چالش‌های روش‌شناختی فلسفۀ تحلیلی طراحی شده است می‌پردازیم. پس از تقریر کلیات این رویکرد، پاسخ‌های آن به دو چالش بالا را بحث می‌کنیم و از معقولیت آن‌ها دفاع می‌نماییم. افزون بر این، ما دو ایدۀ تازه را نیز درموردِ مهندسی مفهومی به اشتراک می‌گذاریم، یک ایده یک صورت‌بندی‌ جامعِ پنج‌مرحله‌ای از مهندسی مفهومی است که نسبتِ آن را با برخی حوزه‌های مرتبط همچون زبان‌شناسی و فلسفۀ آزمایشی به تصویر درمی‌آورد. دومی پاسخی تازه به چالش معطوف به آزمایش فکری است که نگرانی‌های پاسخ کنونی در موردش مطرح نشود. بدین‌ترتیب، مقالۀ حاضر نه‌تنها ادبیات مهندسی مفهومی را برای نخستین بار به زبان فارسی معرفی می‌کند بلکه آن را یک گام نیز به جلو می‌برد.