مدلسازی حرکات دامنهای محدودة مخزن سدّ ستارخان اهر با استفاده از مدلهای پیشبینیکنندة لجستیک و شبکة عصبی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری ژئومورفولوژی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
2 دانشیار ژئومورفولوژی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
3 دانشجوی دکتری ژئومورفولوژی دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
doi
چکیده
ناپایداریهای دامنهای، مخاطرات مهمّی برای فعّالیّتهای انسانی هستند، این مخاطرات، در شیبهای طبیعی و یا شیبهایی که به دست انسان تغییر یافتهاند، اتّفاق میافتد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثّر در ایجاد پدیدة ناپایداری دامنهای با استفاده از مدلهای آماری رگرسیون لجستیک و شبکة عصبی مصنوعی در حوضة سدّ ستارخان اهر انجام گردیده است. هدف از این پژوهش، تعیین مناطق دارای پتانسیل وقوع ناپایداری و نهایتاً تهیّة نقشة پهنهبندی خطر با استفاده از مدلهای آماری برای منطقة مورد مطالعه است. بدین منظور، ابتدا مهمترین عوامل مؤثّر در زمینلغزش مانند شیب، جهت شیب، ارتفاع از سطح دریا، بارندگی، فاصله از جادّه، گسل و شبکة زهکشی، کاربری اراضی و سنگشناسی بررسی و خصوصیات هر یک از آنها شناسایی و با روش فازی، استانداردسازی گردیدند. مبنای استانداردسازی روش هیستوگرام با استفاده از قطع طبقات هر لایه با زمینلغزشهای رخداده بوده که پراکنش زمینلغزشها از طریق انجام عملیات میدانی و با استفاده از تصاویر ماهوارهای تهیّه و رقومی گردیده و به عنوان نقاط آموزشدهندة مدلها نیز مورد استفاده قرار گرفت. نتایج مدلها نشان داد درصد پهنههایی با خطر بسیار بالا در مدل شبکة عصبی و رگرسیون لجستیک به ترتیب 24/7% و 56/5% است که عمدتاً محدودههای نزدیک به سدّ ستارخان را شامل میگردد. از لحاظ لیتولوژی، این مناطق در محدودههایی با میزان مقاومت پایین قرار گرفتهاند که روش آماری لجستیک نیز نشاندهندة تأثیر بسیار زیاد فاصله از گسل و لیتولوژی بر وقوع پدیدة لغزش در منطقة مورد مطالعه است. همچنین مقدار شاخص ROC برای مدلهای شبکة عصبی و رگرسیون لجستیک به ترتیب 85/0 و 81/0 به دست آمد؛ میتوان گفت روش شبکة عصبی، مدلی کارآمدتر جهت پهنهبندی وقوع زمینلغزش است؛ بنابراین، هرگونه برنامهریزی و ساخت و ساز میبایست ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﺷﺮاﻳﻂ ژﺋﻮﻣﻮرﻓﻮلوژی و زمینشناسی منطقه باشد تا متحمّل حداقل خسارات جانی و مالی نگردد.