ارزیابی تغییرات مکانی جانداران خاکزی و تاج پوشش درختان با استفاده از نظریه فرکتال (مطالعه موردی: جنگلهای حاشیه رودخانه مارون)
نویسندگان
1 دانشیار جنگلداری، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 استادیار جنگلداری، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
3 مربّی جنگلداری، دانشگاه صنعتی خاتم الانبیاء بهبهان، بهبهان، ایران
doi
چکیده
از آنجا که پایداری پوشش گیاهی در جنگلهای حاشیة رودخانه، نقش حیاتی در حفظ اکوسیستم دارد، احیا و مدیریت آن برای پایداری عملکرد بومسازگان ضروری است. در این جنگلها، توزیع مکانی جانداران خاکزی و پوشش گیاهی به عنوان شاخصهای مهمّ پایداری، تحت تأثیر عوامل متعدّدی قرار داشته و الگوی آنها دارای نوسانات بسیار است. در بررسی حاضر از نظریّة فرکتال به منظور توصیف تغییرات مکانی تاجپوشش درختان و تنوّع زیستی ماکروفون خاک در جنگلهای حاشیة رودخانة مارون در استان خوزستان استفاده شده است. قطعهنمونهها بر روی ترانسکتهایی با فاصلة 100 متر از یکدیگر و عمود بر رودخانه برای جمعآوری ماکروفون خاک واقع شدند. فاصلة قطعهنمونههای ماکروفون از یکدیگر 50 متر انتخاب گردید. سپس ماکروفون خاک در قطعهنمونههایی با ابعاد 50 سانتیمتر × 50 سانتیمتر، در عمق 10-0 سانتیمتری خاک و به روش دستی جمعآوری شدند. شاخصهای تنوّع جانداران خاکزی شامل یکنواختی (شلدون)،تنوّع (شانون) و غنا (منهنیک) محاسبه شدند. همچنین درصد تاجپوشش کل، تاجپوشش پده، گز و سریم، در قطعهنمونههایی به ابعاد 5 متر × 5 متر مورد اندازهگیری قرار گرفتند. نتایج نشان دادند که میزان ضریب تغییرات شاخصهای تنوّع زیستی جانداران خاکزی و تاجپوشش پده، گز و سریم، زیاد است. همچنین هیچکدام از متغیّرها، خودهمبستگی ندارند که در واقع تأییدکنندة عدم وجود ساختار مکانی مشخّص آنهاست. بررسی نحوة پراکنش متغیّرها نشان میدهد که نوسانات شدیدی در منطقه وجود دارد و تغییرات مکانی دارای ساختار و نظاممندی مشخّصی نیست و مقدار بُعد فرکتالی متغیّرها نیز بالاست. در واقع با افزایش سطح مطالعاتی، تغییرات مکانی متغیّرها با جزئیات بیشتری آشکار میشود.