تدوین مدل تفکر انتقادی بر اساس عدالت اخلاقی و تواناییهای شناختی با میانجیگری فراشناخت در دانشجویان
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای روانشناسی تربیتی، واحد سمنان، دانشگاه آزاد اسلامی، سمنان، ایران.
2 دانشیار، گروه مهندسی صنایع، دانشکده فنی و مهندسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد سمنان، سمنان، ایران.
3 استادیار گروه روانشناسی، واحد سمنان، دانشگاه آزاد اسلامی، سمنان، ایران.
4 استاد، گروه روانشناسی، دانشکده علوم اقتصادی و اجتماعی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.
doi
10.22111/jeps.2022.7188چکیده
هدف از پژوهش حاضر تدوین مدل تفکر انتقادی بر اساس عدالت اخلاقی و تواناییهای شناختی با میانجیگری فراشناخت در دانشجویان شهر سمنان در سال 1400-1399 بود. بنابراین روش تحقیق از نوع همبستگی و جامعهی آماری شامل کلیهی دانشجویان شهر سمنان بودند که براساس دیدگاه نورمن و استرینر(2003) تعداد 300 نفر از آنها با استفاده از روش نمونهگیری بعنوان نمونه انتخاب شدند. نمونهی موردنظر به پرسشنامههای ریکتس(2003)، فرم کوتاه پرسشنامهی فراشـناخت ولـز(1997)، تواناییهای شناختی نجاتی(1392) و عدالت اخلاقی بیرگر(2012) پاسخ دادند. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار Amos و به روش تحلیل مسیر انجام گرفت. یافتهها نشان داد به ترتیب بین فراشناختی، عدالت اخلاقی و توانایی شناختی با تفکر انتقادی 24/0، 45/0 و 21/0 رابطه مثبت معنادار وجود دارد. همچنین نتایج معادلات ساختاری نیز نشان داد توانایی شناختی و عدالت اخلاقی بطور غیرمستقیم با میانجیگری باورهای فراشناختی با تفکر انتقادی ارتباط معناداری وجود دارد؛ همچنین بین تفکر انتقادی و باورهای فراشناخت با عدالت اخلاقی و توانایی شناختی ارتباط مستقیم و معنادار وجود دارد(01/0P<). و مدل مفروض نیز نشان داده است که مدل از برازش مناسب و قابل قبولی برخوردار است. بر اساس یافتههای پژوهش ضرورت ترکیب سازههای مختلف در عملکرد فردی مورد تائید قرار گرفت، بنابراین پیشنهاد میشود با تایید روابط فوق آموزشهای اساسی از همان اوان کودکی و در مراحل پیشدبستانی مورد توجه متخصصین و برنامهریزان قرار گیرد.