برنهادِ تاریخیتِ فلسفه: ایضاحِ ادعا، ارزیابیِ دلایل و بررسیِ لوازم
نویسندگان
1 دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.48308/kj.2025.240438.1328چکیده
بعضی فیلسوفانِ معاصر دربارۀ فلسفه و نسبتاش با تاریخِ فلسفه ادعایی را مطرح کردهاند که «برنهادِ تاریخیتِ فلسفه» نامیده شدهاست. در بخشِ نخستِ مقاله تقریرهای مختلف از این برنهاد را ایضاح و دستهبندی میکنم و نشان میدهم که این تقریرها را میتوان در دو دستۀ تقریرهای فرایندمحور و تقریرهای فراوردهمحور قرار داد. در بخشِ دومِ مقاله دلایلی را که حامیانِ برنهادِ تاریخیتِ فلسفه در دفاع از ادعاهای خود اقامه کردهاند بررسی میکنم. نخست دلایلِ مدافعانِ تقریرِ فراوردهمحور را شرح میدهم و نشان میدهم که خودِ تقریرِ فراوردهمحور شاملِ دو ادعاست. سپس دلایلِ دلایلِ حامیانِ تقریرِ فرایندمحور را بررسی میکنم. دو روایتِ معتدل و رادیکال را معرفی میکنم و در ادامه توضیح میدهم که روایتِ معتدل جای چون و چرای چندانی ندارد، اما روایتِ رادیکال بحثبرانگیز است. دو دلیل در دفاع از روایتِ رادیکالِ تقریرِ فرایندمحور اقامه میکنم و در ادامه دو استدلالِ متقابلِ احتمالیِ منتقدانِ برنهادِ تاریخیتِ فلسفه را شرح میدهم. در بخشِ سومِ مقاله دربارۀ لوازمِ برنهادِ تاریخیتِ فلسفه بحث میکنم. پرسشِ مهمِ این بخش این است که حتی اگر روایتِ رادیکالِ تقریرِ فرایندمحور موجه باشد، از آن چه لوازمِ معرفتشناختی میتوان استنتاج کرد؟ در نتیجهگیری یافتههای تحقیق را خلاصه میکنم و توضیح میدهم که برای بحثی گستردهتر و نظاممندتر دربارۀ برنهادِ تاریخیتِ فلسفه باید ایدۀ تاریخگرایی و منابعِ مربوط به آن را مطالعه کرد.