نقش خیال در فرایند ادراک از نظر ابن‌عربی

نویسندگان

1 هیئت علمی دانشگاه علامه طباطببایی

doi
10.22054/wph.2011.5821
چکیده

تا پیش از ابن‌عربی و بنا بر سنت دیرینة به یادگار مانده از حکمای یونانی، محدودة ادراکات انسانی منحصر به عالم حس و عالم عقل بود. چون حس برای عقل به‌عنوان ابزار شناخت محسوب می‌شد، عقل، مُدرِک نهایی شمرده می‌شد. این عقل که مؤیّد به منطق بود علاوه بر اینکه مرجع کامل ادراک بود، داور نهایی نیز به حساب می‌آمد. در آن سنت فکری همۀ یافته‌ها از صافی عقل منطقی باید عبور داده شود تا صحت و سقم آنها معلوم گردد. ابن عربی طرحی نو می‌افکند و چالشی بزرگ پیش‌روی عقلِ منطقیِ سنتی می‌نهد. بی‌جهت نیست که مستشرقانْ وی را پر نفوذترین و بزرگ‌ترین نظریه‌پرداز نیمة دوم تاریخ اسلام دانسته‌اند و ملاقات وی را در سن نوجوانی با ابن رشد ـ پیر فلسفۀ آن روزگار ـ پایان راهی کهن و آغاز راهی نو تلقی کرده‌اند. راه نوی که ابن‌عربی پی افکند، گرفتن مرجعیت عقل و سپردن آن به خیال بود. اما خیالی که او مطرح ساخت معنایی منحصر به فرد داشت. امروزه پس از ظهور پست‌مدرنیسم و مورد تردید قرار گرفتن فرضیه‌های جدید در باب ماهیت انسان و عقلانیت و ابطال بسیاری از مسلّمات، اشتیاق به بازنگری در تاریخ تفکر و ‌اندیشة شرقی نیز رو به افزونی نهاده است. از این‌رو ابن‌عربی برای ما و محققّان مغرب زمین هم‌زمان اهمیتی ویژه یافته است. از این‌رو، لازم است همة جوانب آراء و افکار وی با آگاهی‌های امروز مطالعه شود. این مقاله به دنبال تبیین دیدگاه ابن‌عربی در باب خیال و نقش و کارکرد آن در ساحت ادراک است.