قدرت، روح کین‌خواهی، برداشت وجودی و آری‌گویی به زندگی. اهمیت «والا» در فلسفة هنر کانت

نویسندگان

1 هیئت علمی دانشگاه چمران

doi
10.22054/wph.2011.5823
چکیده

کانت در تحلیل زیبایی طبیعی و هنری، لذت زیباشناختی ناشی از صورت‌های محض اعیان را به‌مدد بازی آزاد خیال و فاهمه و برمبنای اصل غایتمندی بدونِ غایت تبیین کرده است. بنابه این قاعده، احکام زیباشناختی محصول هارمونی نامتعیّن و خودانگیختة قوای خیال و فاهمه می‌باشند. با این‌حال، کانت در تحلیل امر والا و احساس زیباشناختی حاصل از آن، به هارمونی دو قوة فوق هیچ اشاره‌ای نکرده است؛ گویی در این خصوص کانت مواضع قبلی خود را کنار گذاشته است. این مسئله سبب گردیده برخی از شارحان کانت، امر والا را مسئله‌ای حاشیه‌ای در فلسفه هنر کانت قلمداد کنند. اما آیا به‌راستی کانت در ملاحظات خود در این خصوص از ضوابط حصول احساس لذت زیباشناختی دست کشیده است؟ این نوشتار درصدد است با نشان داده جایگاه ویژة امر والا در تبیین احساس‌های برتر قوة خیال و نسبت آن‌ها با اخلاق و دین، نشان دهد کانت همچنان به اصل غایتمندی وفادار مانده ولی در این مقام، قوه خیال را در هارمونی نامتعیّن با عقل مورد توجه قرار داده است.