بررسی اندیشة مولوی و کی‌یرکگور در باب خودشناسی

نویسندگان

1 دانشجوی دانشگاه اصفهان

2 هیئت علمی دانشگاه اصفهان

doi
10.22054/wph.2011.5824
چکیده

زمانی که انسان شروع به شناخت خود می‌کند و به توانایی‌های وجودی خویش واقف می‌شود، گویی مسئولیتی بر دوش او قرار دارد که می‌باید خود را از مرتبة دون انسانیت به مرتبة بالا سوق دهد. این سیر، برای کی‌یرکگور با کمک خصلت بارز آدمی یعنی ترس‌آگاهی امکان‌پذیر است: فرد همواره در اندیشه و دلهرة کیفیت انتخاب خود است و این دلهره او را در کسب بهترین گزینش‌ها که می‌تواند خویشتن فرد را هر چه بیشتر نمایان کند هدایت می‌کند. برای مولوی نیز انسان با داشتن قوة اندیشه و تفکر که ممیز او از دیگر جانداران است و با کاربرد صحیح آن می‌تواند نه تنها نسبت به خود، بلکه به دیگر امور نیز معرفت حاصل نماید. در متن حاضر سیری را طی می‌کنیم که ابتدا به مبحث انسان از دید هر دو اندیشمند می‌پردازد تا با شناخت و دانستن مراتب روحی افراد بدانیم برترین خصلت آدمی که می‌تواند او را در شناخت هر چه بیشتر یاری رساند چیست. در عین حال به عواملی مانند خلوت‌گزینی و خودآزمایی و به امتحان سپردن خویش که می‌تواند ممد فرد در رسیدن هر چه بیشتر به من اصلی‌اش باشد پرداخته می‌شود.