گذار از تعاون جمعی به حوزۀ سیاسی و اخلاقی در جهت برون‌رفت از بحران سیاسی براساسِ اندیشۀ سهروردی

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری فلسفه، دانشکده ادبیات، گروه فلسفه، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

2 استادیار گروه فلسفه دانشگاه کردستان

doi
10.48308/kj.2025.239182.1314
چکیده

مسئله مرکزی این مقاله بر این پرسش استوار است که سهروردی چگونه اندیشۀ سیاسی­اش را باتوجه‌به وضعیت جهان موجود تأسیس می­کند؟ و نه آنچنان که مشهور است مبتنی بر مناسبات جهان خیالی. به‌زعمِ نگارندگان، با مطالعۀ دقیق اندیشۀ سیاسی سهروردی متوجه می‌شویم که او فلسفۀ اشراقی و به‌ویژه دیدگاه سیاسی­اش را در پاسخ به مسائل و بحران­های سیاسی و اجتماعی زمانه تأسیس می­کند. او مهم­ترین مشکل سیاستِ زمانۀ خود را در تغلبی بودن آن می­داند و، با توسل به دیدگاه خود، منطق سیاست اشراقی را در مقابل سیاست تغلبی توضیح می­دهد. در این مقاله می‌کوشیم نشان دهیم که او چه امکانات مفهومی‌ای را برای مقابله با دیدگاه تغلبی زمانۀ خود تدارک می­بیند و باتوجه‌به این امکانات مفهومی چگونه با عمارت دستگاه تغلبی مقابله می­کند؟ روش پژوهش در این مقاله توصیفی–تحلیلی است. یافته­ها و نتایج نوشتۀ حاضر این است که او در سیاست اشراقی به دنبال مؤلفه‌هایی است که ازطریقِ آن‌ها ساختار سیاست تغلبی را به چالش بکشد. سیاست اشراقی با محوریت تعاون جمعیِ مبتنی بر نظام نیازها، استنتاج امر سیاسی از درون نظام نیازها، مصلحت عمومیِ برآمده از ساختار عقلانی جهان، عدالت جمعی و اخلاق مدنی و سیاسی، نظام سیاست اشراقی را درمقابلِ سیاست تغلبی علم کند.