بررسی رابطه عملکرد زیست‌توده ذرت با آب‌کاربردی در مراحل مختلف رشد در تنش همزمان آبی- کودی

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم و مهندسی آب، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 استاد گروه علوم و مهندسی خاک، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

3 دانشجوی دکتری علوم و مهندسی خاک، گروه علوم و مهندسی خاک، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

4 استادیار گروه علوم و مهندسی خاک، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

5 استاد گروه علوم و مهندسی آب، دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران.

doi
10.22092/jwra.2025.363823.1013
چکیده

در این پژوهش عملکرد تر و تبخیروتعرق دوره‌ای ذرت علوفه‌ای Sc. 704، زیر تأثیر مقادیر مختلف آب و کود بررسی شد. آزمایش به‌صورت فاکتوریل دو عاملی در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در دو سال زراعی 1399 و 1400 در منطقه علی‌آباد فشافویه، بخش حسن‌آباد، شهرستان ری (استان تهران) انجام و تیمارهای آبی شامل سه سطح W0، W1 و W2 و سه سطح کودی F0، F1 و F2 که به ترتیب با تأمین 100%، 75% و 50% نیاز آبی بر اساس کمبود رطوبت خاک و کود بر اساس آزمون خاک برای عناصر غذایی پرمصرف ذرت علوفه‌ای، اجرا شد. نتایج نشان داد که هم‌زمان با افزایش تنش‌های آبی و کودی، میزان متوسط دو ساله عملکرد و آب کاربردی (تبخیروتعرق کُل) به‌ترتیب 27/6% و 46/8% کاهش داشت به‌طوری‌که عملکرد از 50/4 به36/5 تن بر هکتار و آب کاربردی ET) کل) از 694 به 369 میلی‌متر کاهش پیدا کرد. همچنین، اثرات ساده و متقابل تیمارها بر عملکرد و آب کاربردی دوره‌ای با احتمال 95% معنی‌دار بود. نتایج مُدل‌سازی عملکرد نسبی محصول بر اساس مقادیر ET نسبی دوره‌ای حاکی از مناسب بودن مدل جمع‌پذیر سینگ و ضرب‌پذیر رائو در شرایط تنش آبی و کودی بود. در مجموع نتایج نشان داد که تولید ذرت علوفه‌ای در درجه نخست وابسته به حجم آب آبیاری و سپس تأمین عناصر غذایی است. بالاترین میزان عملکرد زیست‌توده پس از تیمار شاهد ((W0F0 مربوط به اِعمال تیمار W0F1 بود. همچنین، وجود یک همبستگی مثبت قوی بین تبخیروتعرق کل با عملکرد به اثبات رسید (R2=0.94, p<0.05) از سوی دیگر، تفاوت معنی‌داری از نظر عملکرد بین سه تیمار W1F0، W1F1 و  W1F2مشاهده نشد. بنابراین در شرایط کمبود آب آبیاری، تیمار W1F2 صرفه اقتصادی بهتری نسبت به سایر تیمار‌ها دارا بود. نیز، تابع تولید ریشه دوّم با آماره‌های  RMSE، R2 و NS به‌ترتیب 0/42، 0/98 و 0/97، تابع مناسب‌تری برای برآورد میزان عملکرد با آب مصرفی و کود در مقایسه با تابع‌های لُجستیک و کاب داگلاس داشت و مشخص شد که در شرایط کمبود آب و عناصر غذایی اصلی، نه تنها ET مراحل مختلف رشد با مدیریت مصرف کود  قابل‌افزایش هست، بلکه عملکرد گیاه نیز بستگی کامل به مدیریت صحیح مصرف آب و کود دارد.