تناهی و عدم تناهی مکان و زمان از دیدگاه ارسطو و ابن‌سینا

نویسندگان

1 هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی

2 دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی

doi
10.22054/wph.2010.5803
چکیده

بحث از تناهی یا عدم‌تناهی زمان و مکان، از مهم‌ترین مباحثی است که طی آن، تاریخ فلسفه، چه در مغرب‌زمین و چه در عالم اسلام، با تاریخ دیدگاه‌های مختلف فیلسوفان و متکلمان گره خورده است. در میان فیلسوفان غربی، ارسطو نخستین کسی به شمار می‌رود که بحثی مفصل و مدون از تناهی و عدم‌تناهی مکان و زمان ارائه داده است، تا آنجا که او در کتاب «در آسمان» بحث از امر نامتناهی را مسأله‌ای مهم و تعیین‌کننده در فهم حقیقت می‌داند. این بحث در عالم اسلام، به‌ویژه در آثار شیخ الرئیس ابن‌سینا به زبانی دیگر، اما با همان محتوا و رویکرد ارسطویی، و با ارائة براهینی شبیه به براهین ارسطو دربارة تناهی مکان و عدم تناهی زمان، دوباره مطرح گردید. آنچه در این جستار در پی واکاوی و بررسی تفصیلی آن هستیم ملاحظه و مقایسة آموزه‌های این دو فیلسوف بزرگ مشائی یعنی ارسطو و ابن‌سینا در باب تناهی مکان و عدم تناهی زمان است.