بررسی اعتبار آزمایشهای فکری بهعنوانِ روش فلسفهورزی
نویسندگان
1 گروه فلسفه، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.48308/kj.2025.240440.1330چکیده
آزمایشهای فکری در فلسفۀ معاصر کاربردهای مختلفی (معرفتی، توصیفی، اکتشافی) داشتهاند. استفادۀ معرفتی از آنها با هدف دریافت شهودهاییست که قضاوتهای ناشی از آنها بهعنوانِ شواهد در مقدمات استدلالهای فلسفی به کار روند. موافقان استفاده از چنین آزمایشهایی به تشابه قضاوتهای ناشی از آنها با قضاوتهای روزمره و، درنتیجه، اعتبار یکسان این دو نوع قضاوت اشاره دارند. استدلال اصلی آنها در این مورد دفاع همسانی است که، مطابق آن، استدلال میکنند که قضاوتهای آزمایشهای فکری ظرفیت روانشناختی یکسانی با قضاوتهای روزمره دارند. از سمت دیگر، مخالفان اغلب از غیرقابلاتکابودن این نوع از شهودها سخن میگویند و تلاش میکنند نشان دهند که این دو نوع قضاوت، اولاً، یکسان نیستند و، ثانیاً، حتی با پذیرش همسانی آنها، درخصوصِ اعتبارِ خودِ قضاوتهای روزمره نیز باید محتاط بود. در اینجا قصد دارم، با دستهبندیِ انواع اعتراضات به بهکارگیری آزمایشهای فکری و دفاعهایی که از چنین آزمایشهایی صورت گرفته است، به آن دسته از اعتراضهایی بپردازم که کاربرد معرفتی شهودهای بهدستآمده را زیر سؤال میبرند. قصدم آن است که، پس از معرفی این اعتراضها، استدلال کنم که حتی اگر فرض کنیم که برخی انتقادات واردند، کنارگذاشتنِ این روش به دقیقتر شدن نتایج استدلالها کمکی نخواهد کرد و، درنهایت، در بخشی از مسیر فلسفهورزی ناچاریم از آزمایشهای فکری استفاده کنیم و بر شهود تکیه داشته باشیم.