ارزیابی میدانی مدلهای جذب آب در شرایط تنش همزمان شوری و خشکی توسط گندم در منطقه نیمهخشک (مطالعه موردی: بیرجند)
نویسندگان
1 استادیارگروه علوم و مهندسی آب، دانشکده کشاورزی و محیط زیست، دانشگاه اراک
2 استادیار گروه علوم و مهندسی محیط زیست، دانشکده کشاورزی و محیط زیست، دانشگاه اراک.
3 گروه علوم و مهندسی آب، دانشکده کشاورزی و محیط زیست، دانشگاه اراک، اراک، ایران
doi
10.22125/iwe.2023.173243چکیده
بهمنظور بررسی کارایی شش مدل ماکروسکوپی جذب آب شامل؛ مدلهای جمعپذیر (M1)، ضربپذیر (M2، M3 و M4) و مفهومی (M5 و M6) با استفاده از دادههای مزرعهای کشت گندم رقم قدس در شرایط تنش شوری و کمآبی، مطالعهای در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند در سال زراعی 85-84 در قالب کرتهای خرد شده بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی و در سه تکرار انجام شد. در این مطالعه، سطوح مختلف شوری (4/1، 5/4 و 6/9 دسیزیمنس بر متر) بهعنوان کرتهای اصلی و چهار سطح آبیاری (I1، I2، I3 و I4 بهترتیب معادل50، 75، 100 و 125 درصد نیاز آبی گیاه)، بهعنوان کرتهای فرعی در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که مدل جمعپذیر (M1) مقدار عملکرد نسبی را در اکثر موارد کمتر از مقدار واقعی برآورد میکند. بهعبارت دیگر اثر تنش همزمان شوری و خشکی روی کاهش عملکرد گندم کمتر از مجموع اثرات آنها است. سهم تنش خشکی در کاهش عملکرد گندم از سهم تنش شوری بیشتر بود. نتایج نشان داد که در بیشتر موارد مدل M6 کاهش عملکرد نسبی گندم در شرایط تنش همزمان شوری و خشکی را بهتر از سایر مدلها پیشپینی میکند (17/0RMSD=)، هر چند که مدل M5 نیز از دقت قابل قبولی (22/0RMSD=) برخوردار