بررسی اثر روشهای مختلف خشک کردن و اسانس‌گیری بر کمّیت و کیفیت اسانس مرزه سهندی (Satureja sahendica Bornm.)

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشگاه پیام‌نور، واحد شرق تهران

2 استادیار، دانشگاه پیام نور، واحد شرق تهران

3 استاد، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

doi
10.22092/ijmapr.2014.6128
چکیده

اسانس‌های گیاهی در طیف وسیعی از محصولات دارویی، غذایی، آرایشی و بهداشتی مورد استفاده قرار می‌گیرند. مرزه سهندی (Satureja sahendica Bornm.) از خانواده Lamiaceae و انحصاری ایران است. در طب سنتی به اثر ضددرد و ضدعفونت گیاه مرزه اشاره شده‌است. مرزه در موارد ناراحتی‌های سینه، سرفه، لاغری، دردهای رماتیسمی و عصبی بکار می‌رود. تحقیقات نشان داده که ترکیب‌های اصلی اسانس مرزه سهندی پارا-سیمن، تیمول، گاما-ترپینن و کارواکرول بوده و این ترکیب‌ها در صنایع دارویی، غذایی، بهداشتی وآرایشی کاربرد دارند. از آنجا که روش خشک‌کردن و همچنین روش اسانس‌گیری می‌تواند بر میزان اسانس تولیدی و کیفیت آن مؤثر باشد، در این تحقیق به‌منظور بررسی اثر روشهای خشک کردن،‌ اندام‌های هوایی گیاه در زمان گلدهی کامل از مزرعه تحقیقاتی (مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان قزوین) جمع‌آوری گردیده و پس از خشک شدن در درجه حرارت‌های مختلف (آون C°30، آون C°40، آون C°50) و سایه، هر یک از تیمارها، در سه تکرار به روش تقطیر با آب اسانس‌گیری شدند. اسانس‌های حاصل با استفاده از دستگاه‌های گاز کروماتوگرافی (GC) و گاز کروماتوگرافی متصل به طیف‌سنج جرمی (GC/MS) تجزیه و شناسایی گردیدند. داده‌های حاصل به‌وسیله نرم‌افزار SAS و با استفاده از آزمون دانکن مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بازده اسانس بر حسب وزن خشک، مقدار تیمول و مجموع ترکیب‌های فنلی اسانس، در روشهای خشک‌کردن با آون C°30، آون C°40 و سایه از نظر آماری اختلاف نداشته ولی خشک کردن در دمای C°50 بازده اسانس پایین‌تری تولید نمود. ولی مقدار تیمول و همچنین مجموع دو ترکیب فنلی تیمول و کارواکرول در تیمار C°50 بالاتر از سه روش دیگر بود. برای بررسی اثر روش اسانس‌گیری، اندام‌های هوایی گیاه در زمان گلدهی کامل جمع‌آوری گردیده و پس از خشک شدن در سایه به سه روش تقطیر با آب، تقطیر با آب و بخار آب و تقطیر با بخار مستقیم اسانس‌گیری شدند. نتایج آنالیز آماری نشان داد که بازده اسانس برحسب وزن خشک در روش اسانس‌گیری تقطیر با آب (45/1%)، بالاتر از دو روش دیگر بود (در سطح احتمال 1%)، در حالی‌که بالاترین مقدار تیمول و کارواکرول در روش تقطیر با بخار آب بدست آمد (در سطح احتمال 5%).