نقش انواع سبک تفکر معلمان در اثربخشی آموزشی کلاس های درسی نظام آموزش و پرورش از دید معلمان و دانش آموزان: مطالعه موردی مدارس ابتدایی شهر شیراز
نویسندگان
1 استادیاردانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شیراز
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی دانشگاه شیراز
3 دانش آموخته کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی دانشگاه شیراز
4 دانشیار دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شیراز.
doi
10.22111/jeps.2019.5147چکیده
هدف از این پژوهش،بررسی نقش سبک تفکر معلمان در اثربخشی آموزشی کلاس درس از دید معلمان و دانش آموزان بود.جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان و دانش آموزان مدارس مقطع ابتدایی شیراز بودند که از میان آنها 120 معلم و 360 دانش آموز از میان مدارس به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چند مرحلهای به عنوان نمونه انتخاب شدند.ابزارهای مورد استفاده پژوهش،پرسشنامه سبکهای تفکر استرنبرگ (1997) و مقیاسهای اثربخشی آموزشی کلاس از دید معلم و اثربخشی آموزشی کلاس از دید معلم و دانش آموز(محقق ساخته) بودند.برای بررسی روایی و پایایی دو مقیاس نامبرده به ترتیب از روش روش تحلیل گویه و تحلیل عامل اکتشافی و برای سنجش پایایی آنها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید و نتایج نشان دهنده تایید روایی و پایایی مقیاسها بود.به منظور تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از یافته های توصیفی میانگین، انحراف معیار، آزمون ضریب همبستگی پیرسون،رگرسیون چندگانه به روش همزمان و آزمون ZR فیشر با استفاده از نرم افزار SPSS 19استفاده شد.یافتهها نشان داد هر سه سبک تفکر با اثربخشی آموزشی کلاس درس رابطه مثبت و معنادار داشتند.سبک تفکر قانونگذارانه و سبک تفکر اجرایی توانستند پیشبین مثبت و معنادار اثربخشی آموزشی کلاس باشند اما سبک تفکر قضاوتی نتوانست پیشبین معنادار اثربخشی آموزشی باشد.یافتهها همچنین نشان دادند که در بین همبستگیهای سبک تفکر و اثربخشی آموزشی در نواحی چهارگانه تفاوت معناداری مشاهده نگردید. همچنین در بین کلاسهای پنجم و ششم نیز تفاوت معناداری در همبستگیهای سبک تفکر و اثربخشی آموزشی یافت نشد.این مسئله بیانگر نقش سبک تفکر معلمان در اثربخشی آموزشی کلاس درس بود