خاتمیت‌ در ولایـت‌ از منظر عرفان و دین با تکیه بر آراء ابن عربی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال

doi
10.22054/wph.2008.5752
چکیده

بی‌شک یکی از ارکان دین ولایت است، تا آنجا که اعتقاد به ولایت باطن دین و سرّ قبول عبادات تلقی شده است و منقول است که: «لا تقبل الاعمال الا بالولایه». در عرفان اسلامی ولایت باطن و رکن جمیع کمالات انسانی و سرآغاز رسیدن به مراتب عالی کمال است. هجویری، عارف بزرگ، در اهمیت ولایت گفته ‌است: «بدان که قاعده و اساس طریقت و معرفت حقّ جمله بر ولایت و اثبات آن است.» (کشف المحجوب،1382، ص 265). بر اساس نصوص شریفه، بالاترین درجۀ ولایت فقط از آن حقّ تعالی است: « انما ولیکم الله ... »، و سایر ولایات جلوه‌ای است ساری از این چشمۀ ازلی. اگر ‌چه در شاخه‌های مختلف علوم اسلامی بحث‌های مستوفایی در باب ولایت صورت گرفته است، لیکن در این میان یکی از مهم‌ترین مباحث بدیع، به‌ویژه از دیدگاه عرفانی، مبحث خاتمیت ولایت است که هنوز هم محل مناقشه و معرکۀ آراء اهل ذوق و صاحب نظران می‌باشد. در این مقاله پس از بررسی گذرای معنا و مراتب ولایت، آراء ابن عربی خصوصاً در مبحث ختم ولایت و خاتم الاولیاء به اجمال نقد و بررسی و سپس با تکیه بر نقل، تأکید مجددی بر اعتقادات ولایی شیعی می‌شود.