مدلسازی معادلات ساختاری ایجاد دانشکده کشاورزی یادگیرنده

نویسندگان

1 دانشکده اقتصاد و توسعه کشاورزی دانشگاه تهران

2 دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس

3 دانشکده اقتصاد و توسعه کشاورزی دانشگاه تهران

doi
چکیده

در دنیای در حال تغییر کنونی مؤسسات آموزشی نیز همانند سایر سازمانها باید یاد بگیرند و از این یادگیری برای بهبود فرایندهای کاری و عملکرد خود استفاده کنند. این پژوهش با هدف ارزیابی و تحلیل نقش مؤلفه‌های زمینه‌ای (آرمان مشترک، تفکر سیستمی، فرهنگ سازمانی یادگیرنده، ساختار سازمانی منعطف، توسعه قابلیتهای شخصی و حرفه‌ای و رهبری تحول آفرین) و فرایندی (یادگیری سازمانی آموزشی) در ارتقای عملکرد دانشکده‌های کشاورزی (مؤلفه عملکردی) و تبدیل آنها به سازمانهای یادگیرنده انجام شده است. پژوهش از نوع تحقیقات همبستگی بود که به روش پیمایشی انجام شد. جامعه‌ آماری شامل اعضای هیئت ‌علمی تمام وقت دانشکده‌های کشاورزی دولتی وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بود. نمونه‌های مورد مطالعه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعداد 329 نفر بودند که به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای چند مرحله‌ای و با انتساب متناسب انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بود که روایی آن بر اساس نظر جمعی از متخصصان تأیید و پایایی آن با استفاده از فرمول آلفای کرونباخ برای بخشهای مختلف پرسشنامه بین 79/0 تا 95/0 محاسبه شد. به-منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از مدل معادلات ساختاری و روش حداکثر درست نمایی استفاده و برای این منظور نرم افزار Lisrel, 8.50 به‌کار گرفته شد. یافته‌های پژوهش حاکی از وجود داشتن رابطه مثبت و معنادار بین چهار مؤلفه زمینه‌ای (آرمان مشترک، فرهنگ سازمانی یادگیرنده، ساختار سازمانی منعطف و رهبری تحول آفرین) و مؤلفه فرایندی است. مجموع این چهار مؤلفه حدود 90 درصد از تغییرات واریانس متغیر فرایندی را تبیین کردند. همچنین، بین مؤلفه فرایندی و عملکردی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد که حدود 42 درصد از تغییرات واریانس عملکرد دانشکده‌های کشاورزی به‌وسیله مؤلفه فرایندی تبیین می‌شود.