بررسی کشت بساک در گل‌محمدی (Rosa damascena Mill.) و رز مینیاتوری

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی‌ارشد، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تربیت مدرس تهران

2 دانشیار دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس، تهران

3 دانشیار، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تربیت مدرس تهران

doi
10.22092/ijmapr.2014.5277
چکیده

امروزه تولید گیاهان هاپلوئید با استفاده از روشهای بیوتکنولوژی، به‌عنوان روشی سریع و کارآمد برای تولید لاین‌های خالص مورد توجه است. در این میان، آندروژنز به‌دلیل بالا بودن تعداد زیاد میکروسپورها در یک بساک، مؤثرترین روش به حساب می‌آید. در تحقیق حاضر اثر ترکیب محیط کشت بر کشت بساک در دو اکوتیپ گل‌محمدی (Rosa damascena Mill.) (کاشان و آذران) و یک اکوتیپ رز مینیاتوری (ساناز) مورد مطالعه قرار گرفت. در اکوتیپ کاشان اثر متقابل محیط کشت H1 در مرحله تک‌هسته‌ای میانی بالاترین میزان کالوس‌زایی را داشت. همچنین آزمایش بررسی اثر نسبت نیترات آمونیوم به نیترات پتاسیم نشان داد که تیمارهای حذف نیترات آمونیوم و دو برابر کردن نیترات پتاسیم، کالوس‏زایی بالاتری داشتند. به‌علاوه، دو نمک کلرید کلسیم و نیترات کلسیم در رز مینیاتوری ساناز از کالوس‌زایی بالاتری برخوردار بودند. اسیدهای آمینه نقش مؤثری بر صفت درصد کالوس‏زایی بساک داشتند و گلایسین، گلوتامین و کازئین هیدرولیزات از سایر اسیدهای آمینه بهتر بودند. همچنین ساکارز نسبت به سوربیتول، قند مناسبتری جهت کالوس‌زایی بساک بود و با جایگزینی ساکارز توسط سوربیتول میزان کالوس‌زایی کاهش یافت. نتایج شمارش کروموزومی و فلوسایتومتری نشان داد که سلول‏های کالوس‌های حاصل، تتراپلوئید (28 کروموزوم) بودند.