مطالعۀ تطبیقی اندیشههای ویگوتسکی و برونر در باب فرایندهای یاددهی –یادگیری
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم تربیتی دانشگاه سیستان و بلوچستان
doi
10.22111/jeps.2019.5070چکیده
آشنایی با نظریههای یادگیری کمک میکند تا شناخت بهتر و بیشتری از نحوۀ یادگیری، تفکر و ارتباط کودکان با دیگران و محیط پیرامون بهدستآید و معلمان افقهای جدیدی را در مقابل خود بگشایند و زمینههای توسعۀ کیفی حرفهای خود را فراهمآورند. با بررسی نظریههای یادگیری که رشد اجتماعی را از زاویههای مختلف موردبررسی قرار دادهاند، میتوان به تصویر روشنتر و بهتری از موضوع دستیافت. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی وجوه تشابه و تفاوت میان ویگوتسکی و برونر ازلحاظ یادگیری است. برای این منظور، مبانی نظری، مفاهیم مرتبط و نوع آموزش موردنظر آنها به شیوۀ تحلیل تفسیری موردبررسی قرارگرفته و سپس تفاوتها و شباهتهای آنها بهویژه در الگوهای آموزشی معرفی شدهاست. بازشناسی وجوه زیربنایی و تبیین برخی مفاهیم مرتبط، حاکی از آن بود که هردو دیدگاه با تأکید بر ماهیت فعال انسان در ساخت واقعیت اجتماعی خود، کنش او را در بستر دیالکتیک اجتماعی؛ تأثیر زبان و فرهنگ را در رشد شناختی، تعامل بین بزرگسالان و کودکان در موقعیتهای حل مسئله واستفاده از مفهوم تکیهگاهسازی ویگوتسکی، باهم مشابهاند و در حیطههای الگوهای آموزشــی، نقش تفکـر وزبان،مراحل رشد شناختی باهم متفاوتاند. درمجموع میتوان چنین نتیجه گرفت که انسان به لحاظ اجتماعی بودن تواند در سایه تعامل بهینه و مؤثر با دیگران و استفاده بهینه از ابزار زبانی و توجه به مقوله فرهنگسازی بهتر بیاموزد و تر بیاموزاند استفاده از تکنیک حل مسئله در این مسیر راهگشاست.