ملاصدرا و تهافت نظر در مسئله موطن نفوس جزئی در قوس نزول

نویسندگان

1 عضو هیات علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه گیلان

doi
10.48308/kj.2025.237346.1281
چکیده

هدف این مقاله بررسی دو دیدگاهِ به‌ظاهر متناقض درخصوصِ موطن نفوس جزئی از منظر ملاصدراست. به نظر می­رسد که، در سلسله‌مباحثِ مربوط به علم­النفسِ فلسفی که توسط ملاصدرا طرح شده است، مسئلۀ موطن نفوس جزئی در قوس نزول از مبانی یکسانی برخوردار نیست و می­توان دو دیدگاه متفاوت از وی احصا کرد. براساسِ رویکرد نخست، که مبتنی بر حرکت جوهری است، نفوس جزئی حادث به حدوث ابدان جزئی هستند و لذا عالم ماده موطنِ نخستینِ هردوی آن­ها در قوس نزول است و نفوس جزئی، قبل از عالم ماده، هیچ سابقه تحقق ندارند، مگر به‌صورتِ نفس کلی در اعیان ثابته. اما براساسِ دیدگاه دوم، که مبتنی بر وحدت تشکیکی خاص­الخاصی است، وی معتقد است که انسان یک حقیقت واحد با چهار مرتبۀ «انسان لاهوتی، انسان جبروتی، انسان ملکوتی و انسان ملکی» است و انسان، جدای از تحقق، به‌صورتِ نفس کلی در عالم عقل (جبروت)، به‌صورتِ نفوس جزئی و به کثرت عددی در عالم مثال موجود بوده و ارواح جزئی، هیچ‌گاه به عالم ماده هبوط نمی­کنند.