نظریۀ عمل-نوع دربارۀ سرشت گزارهها و شگرد الغا
نویسندگان
1 محقق مقیم در پژوهشکده فلسفه تحلیلی در پژوهشگاه دانش های بنیادی
doi
10.48308/kj.2024.237527.1284چکیده
در سه دهۀ اخیر بسیاری از فیلسوفان زبان قانع شدهاند که نظریههای سنتی دربارۀ گزارهها نمیتوانند بهنحوِ رضایتبخش توضیح دهند که چرا گزارهها واجد ویژگی بازنمایی هستند و، بنابراین، ما نیازمند نظریههایی بدیل برای توضیح بازنمایی گزارهها هستیم. یکی از نظریههای بدیل که اخیراً پیشنهاد شده است نظریۀ عمل-نوع است. مطابقِ نظریۀ عمل-نوع، گزاره نوعِ عملِ حمل است. پیتر هنکس یکی از مدافعان اصلی این نظریه است. او استدلال میکند که عمل حمل عملی التزامآور است. اما مشکل این است که اگر حمل عملی التزامآور باشد، بلافاصله با مسئلهای به نام مسئلۀ فرگه-گیچ مواجه میشویم. هنکس برای پاسخ به مسئلۀ فرگه-گیچ از شگردی استفاده میکند که میتوان آن را شگرد الغا نامید. من در این مقاله، پس از معرفی نظریۀ عمل-نوع از یک سو و توضیح دربارۀ معنای التزامآور بودن عمل حمل، مسئلۀ فرگه-گیچ و راهِحل مبتنی بر شگرد الغا از سوی دیگر، دو نگرانی مهم را دربارۀ این راهِحل مطرح میکنم و نتیجه میگیرم که شگرد الغا در شکل فعلیاش پاسخی رضایتبخش برای مسئلۀ فرگه-گیچ فراهم نمیکند. درنهایت، به دو مسیر متفاوت اشاره میکنم که شاید مدافع شگرد الغا بتواند ازآنطریق به مسئلۀ فرگه-گیچ پاسخ دهد.