انتخاب روش بهینه برای موازنه طولی و سطحی تفسیر لرزه‌نگاری سه بعدی دو تاقدیس نفتی در خاور خوزستان

نویسندگان

1 مؤسسة ژئوفیزیک، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 مدیریت اکتشاف، شرکت ملی نفت ایران، تهران، ایران

3 مدیریت اکتشاف، شرکت ملی نفت ایران، تهران، ایران

4 مدیریت اکتشاف، شرکت ملی نفت ایران، تهران، ایران

doi
چکیده

        راهی مناسب برای ارزیابی میزان اعتبار یک تفسیر ساختاری، به حالت اولیه باز گرداندن (restoration) ساختار برای یافتن شکل آن پیش از دگرشکلی (deformation) است. چرا که این ساختارها به عنوان کلیدی عمل می‌کنند که راهگشای تحلیل زمین ساخت منطقه‌ای هستند و معمولا نقشی اساسی در صنعت اکتشاف ایفا می‌کنند. بویژه اکتشاف و تولید ذخایر هیدروکربوری نیاز به بهترین کنترل ممکن بر روی ساختارهای زیرسطحی به منظور حفر چاههای اکتشافی و یا چاههای تولیدی دارد. یک نقشه یا مقطع عرضی (cross section) صحیح را معمـــــولا می‌توان با روشــــهایی که بر مبنای بیش از یک مدل جنبشی (kinematic model) هستند، به حالت اولیه بازگرداند و روشهای مختلف تا حدی هندسه‌های متفاوتی ارائه می‌دهد. با این حال، بازگرداندن به هر شیوه‌ای انجام شود و با رعایت مفروضات و ملزومات آن شیوه، اعتبار و اطمینان آن شیوه تأمین شود، تفسیر حاصل را معتبر و قابل اطمینان می‌سازد. هدف از مطالعه حاضر، این است که افزون بر روشهای کیفی، با آزمایش روشهای مختلف به صورت کمی، روش بهینه‌ای برای انجام موازنه پیدا کرد. به همین منظور، سه روش طولی- خطی (Line-length)، برش ساده قائم (Vertical simple shear) و لغزش خمشی (Flexural slip) برای داده‌های لرزه‌نگاری سه بعدی دو تاقدیس نفتی در خاور خوزستان به صورت کمی با هم مقایسه و روش لغزش خمشی به عنوان روش بهینه برای انجام این کار در منطقه مورد نظر پیشنهاد شده است.