اصول عملی معرفت شناسی

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه پیام نور

doi
10.22054/wph.2007.6683
چکیده

سنت حاکم بر معرفت شناسی مدعی است که شواهد یا دلایل معرفتی، یعنی شواهد یا دلایلی که باعث می‌شوند شخص با تکیه بر آنها به اعتقاد به قضیه‌ای صادق رهنمون شود، برای توجیه اعتقاد و تبیین علم قضیه‌ای شخص کافی هستند. اما به نظر این جانب وجود مشکلی ویرانگر در معرفت شناسی،‌ به نام «مشکل گتیه»، حاکی از آن است که ملاحظه شواهد و دلایل معرفتی صرف و تکیه بر آنها، به تنهایی برای توجیه اعتقاد و تبیین علم قضیه‌ای کافی نیست. و همان‌گونه که ناخودآگاه مورد اذعان معرفت شناسی رایج قرار گرفته است، اصول روان‌شناختی – جامعه شناختی عمل شناسی نقشی غیرقابل انکار در تقویم و تنظیم رفتار معرفتی فرد به عهده دارند. این بدان معنی است که معرفت شناسی وابسته، و حتی نیازمند، عمل شناسی است.