اثربخشی برنامه ترکیبی مبتنی بر روش نظریه ذهن و روش فلورتایم بر رفتارهای کلیشه ای کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه روانشناسی کودکان استثنایی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استادیار، گروه روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استادیار، گروه روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
چکیده
اختلال اوتیسم، معمولا با ناتوانی در درک و تعبیر نشانهها و اشارات هیجانی و اجتماعی، فقدان یا ضعف توجه به آنچه دیگران به آن توجه میکنند و ناتوانی در درک مفاهیم مستقیم و روان افکار و احساسات دیگران شناخته میشود. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی برنامه ترکیبی مبتنی بر روش نظریه ذهن و روش فلورتایم بر رفتارهای کلیشهای کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم انجام شد. طرح پژوهش حاضر از بعد هدف توسعهای-کاربردی است و از نظر روش اجرا نیمه آزمایشی است. جامعهی پژوهش حاضر تمامی کودکان 2 تا 5 سال مبتلا به اختلال طیف اتیسم مراجعه کننده به مرکز اوتیسم عاطفههای رفسنجان بودند که از طرف خود و خانوادههایشان حاضر به همکاری و شرکت در جلسات بودند. نمونه شامل 5 نفر ازکودکان 2 تا 5 سال مبتلا به اختلال طیف اتیسم بودند. این افراد به صورت نمونهگیری هدفمند انتخاب و در یک مطالعه تک گروهی با طرح تک آزمودنی مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه گیلیام گازر (1994) بود. نتایج نشان داد روش آموزش برنامه ترکیبی مبتنی بر روش نظریه ذهن و روش فلورتایم بر نمرات رفتارهای کلیشهای با درصد بهبودی بین 14 تا 46 درصد، تأثیر داشته است. به نظر میرسد مداخله مبتنی بر روش نظریه ذهن و روش فلورتایم میتواند بر کاهش رفتار کلیشهای در سازگاری کودکان مبتلا به اوتیسم موثر باشد.