چیستی و انواع جهل در ساختار معرفتشناسی حکمت متعالیه ملاصدرا
نویسندگان
1 استاد تمام گروه الهیات دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.48308/kj.2025.238326.1297چکیده
در این مقاله، با روش توصیفی-تحلیلی، به تبیین ماهیت جهل و انواع آن در آثار ملاصدرا پرداخته شده است. اخیراً، در میان مباحث معرفتشناختی فلسفۀ معاصر، مبحث جهلشناسی اهمیت بسیاری یافته و بهعنوانِ مسئلهای مستقل مورد توجه قرار گرفته است. گاهی از جهل در معنای (1) فقدان علم و گاه در معنای (2) فقدان باور حقیقی و گاه در معنای (3) فقدان علم یا باور حقیقی یاد میشود. دیدگاه ملاصدرا دربارۀ نسبت میان علم با تصور و تصدیق نشان میدهد که، از دیدگاه وی، نمیتوان جهل را به فقدان علم (تصور) یا فقدان باور (تصدیق) محدود نمود. او گاهی مسئلۀ جهل را در چارچوب موانع شناخت مطرح نموده است. ملاصدرا، در یک دستهبندی، برای جهل سه معنا در نظر میگیرد: (1) جهل بسیط، (2) جهل مرکب و (3) جهل درمقابلِ عقل. در نظام فکری ملاصدرا، درمقابلِ «باور صادق موجه» انواعی از جهل وجود دارد: (الف) باور کاذب یا اعتقاد به اموری خلاف واقع؛ (ب) باور صادق غیرموجه مانند اعتقادات درست تقلیدی و فاقد دلیل موجه؛ (ج) کفر، عدم تصدیق و انکار باور صادق موجه ازرویِ تعصب، لجاجت و کتمان حق. (د) تعلیق حکم درموردِ باوری صادق در حالت شک و تردید؛ (ﻫ) بیتوجهی (غفلت) سبک نسبت به باور صادق که با انتباه رفع شود؛ (و) بیتوجهی (غفلت) سنگین نسبت به باور صادق که با انتباه رفع نشود (جهل عمیق)؛ (ز) فقدان استعداد و توانایی توجه، درک و تصدیق باوری صادق (جهل کامل). براساسِ آموزۀ حکمت متعالیه درخصوصِ تشکیک، میتوان انواع جهل را سطوح و مراتب مختلف جهل شدید و ضعیف تلقی نمود.