ارزیابی نیازهای آموزشی کشاورزان دارای سامانه آبیاری تحتفشار با رویکرد سازگاری با کمآبی (مطالعه موردی: استان قزوین)
نویسندگان
1 دکتری علوم و مهندسی آب-آبیاری و زهکشی، گروه علوم و مهندسی آب، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)، قزوین
2 گروه علوم و مهندسی آب، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران.
doi
10.22125/iwe.2022.158510چکیده
در حال حاضر استفاده پایدار از منابع آب، چالش قرن به ویژه در کشورهای خشک و نیمه خشک است. استفاده صحیح از سامانههای آبیاری تحتفشار موجب افزایش بهرهوری در گیاهان میشود. این پژوهش به منظور ارزیابی نیازهای آموزشی کشاورزان دارای سامانه آبیاری تحتفشار با رویکرد سازگاری با کمآبی در استان قزوین انجام شد. برای نیازسنجی آموزشی کشاورزان از الگوی سهبعدی کافمن، کوریگان و جانسون و روش دلفی استفاده شد. یافتههای این پژوهش نشان داد آگاهی و مهارت کشاورزان از نظر "کشاورزان"، "صاحبنظران" و "آموزشگران" برای زارعین بهترتیب 26/1±10/3، 76/0±25/2 و 81/0±23/2 و برای باغداران بهترتیب 1/1±69/3، 75/0±31/2 و 87/0±45/2 (از امتیاز کل5) است. آگاهی و مهارت کشاورزان در اکثر نیازهای آموزشی به ویژه از دیدگاه صاحبنظران و آموزشگران کمتر از مقدار متوسط (امتیاز 3) است. پر اهمیتترین نیازهای آموزشی بر اساس سه دیدگاه فوق بهترتیب مربوط به گویههای «تعیین زمان آبیاری با ابزارها و فناوریهای جدید»، «نحوه آبیاری خاص هر نوع محصول» و «تطبیق مدیریت مزرعه با نوع سامانه آبیاری» برای زارعین و «کاهش تلفات آب در استخرهای آبیاری»، «نحوه آبیاری خاص هر نوع محصول» و «نحوه بهرهبرداری از سامانههای آبیاری تحتفشار» برای باغداران بود. نتایج این پژوهش اولویتهای تعریف سرفصلها و دورههای آموزشی برای کشاورزان دارای سامانه آبیاری تحتفشار را نشان داد. همچنین یافتههای این پژوهش نشان داد که کشاورزان به اهمیت و ضرورت آموزش آگاهی دارند و برای آموزش اثربخش باید پژوهشهای آینده بر روی شناسایی شیوههای آموزشی متناسب با شرایط اقلیمی، فرهنگی و اجتماعی تمرکز یابد.