تحلیل دیدگاه غزالی درباره ی تقابل میان منطق و امامت

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.22054/wph.2005.6694
چکیده

گرچه غزالی سرسختانه با فلسفه به مخالفت پرداخت اما نه تنها مخالف منطق نبود بلکه فراگیری آن را برای اهل علم ضروری می‌دانست. از نظر او یکی از کارکردهای منطق این بود که جایگزین نظریه امامتی شود که توسط باطنیه عرضه شده بود. القسطاس المستقیم بهترین مصداق این رویکرد است. غزالی در این کتاب مختصر دو کار بدیع انجام می‌دهد: استخراج قواعد منطقی از قرآن و طرح تقابل میان منطق و امامت، ما در مقاله حاضر پس از شرح این دو کار به نقد آنها می‌پردازیم. انتقاد اصلی ما این است که قواعد منطق لا بشرط هستند و مورد استفاده همگان قرار می‌گیرند. بنابراین تقابلی میان منطق و امامت وجود ندارد.