مطالعه تطبیقی شعر و تفکر شاعرانه نزد هایدگر و ابن‌عربی

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری فلسفه اسلامی، گروه حکمت و فلسفه، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس

2 استادیار گروه حکمت و فلسفه، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران: ایران.

doi
10.48308/kj.2025.238550.1302
چکیده

تفکر وجودی کلیدواژه‌ای مهم درمقابلِ تفکر متافیزیکی-مفهومی است که بر بازنمود و تمثل مبتنی نیست و، ازراهِ مفهوم‌پردازی و مقوله‌سازیِ منطقی، سعی در کشف حقیقت ندارد. این تفکر معطوف به حقیقت وجود است و ما را دعوت می‌کند تا نسبت به وجود و ظهورات آن گشوده باشیم. این تفکر، باتوجه‌به آموزه‌های ابن‌عربی و نیز هایدگر، به وصف شاعرانه نیز قابل‌طرح است. ازاین‌رو، مسئلۀ اصلیِ این نوشتار بررسی تطبیقیِ تفکر وجودیِ شاعرانه ازمنظرِ هایدگر و ابن‌عربی است. این مطالعه به شیوه‌ای تحلیلی-تطبیقی صورت پذیرفته و نتایج ذیل را در بر داشته است: هر دو متفکر ادراک شاعرانه را نوعی مواجهه با حقیقتِ وجود می‌دانند، ادراکی که، ازطریقِ آن، انسان به حقیقتی فراتر از ظاهر پدیده‌ها دست می‌یابد. هایدگر معتقد است که هنر و به‌ویژه شعر جایگاه رخداد حقیقت است، شعری که در آن حقیقت خود را نشان می‌دهد و به گشایش افق‌های جدید در تفکر انسان منجر می‌شود. ابن‌عربی نیز هنر را به‌مثابۀ صنعت معرفی می‌کند که نمایانگر تجلی اسماء الهی در عالم است. او باور دارد که شعر، به‌عنوانِ هنر برتر، راهی به‌سویِ عالم غیب است و می‌تواند به انسان در مواجهه با حقیقتِ وجود یاری رساند. هرچند هایدگر و ابن‌عربی از پیشینه‌های فلسفی و عرفانی متفاوتی به این موضوع می‌پردازند، اما مواجهۀ آن‌ها با هنر و شعر بسیار مشابه است: ادراک شاعرانه به‌مثابۀ نوعی ادراکِ بی‌چگونگی و فراتر از تفکر منطقی ظهور می‌کند و همین شعر را جایگاه بروز حقیقت می‌کند، به‌نحوی‌که در زبان شعر رازِ هستی به سخن می‌آید (ظهور می‌کند). هنر و شعر اصیل، که ظهور وجود را در روشن‌ترین آشکارگی خود بیان می‌کند و راهی برای فهم حوالت وجود-اسم حاکم وجود است، سرچشمۀ وجودِ تاریخیِ یک قوم یا امت‌، در نزد هردو متفکر، است. درنتیجه، تفکر وجودی شاعرانه می‌تواند نقطۀ تلاقی میان فلسفۀ هایدگر و عرفان ابن‌عربی درک شود، جایی که شعر جایگاه ِظهورِ حقیقتِ وجود است و کلماتِ وجود را می‌نامد.