رابطة هوش عمومی و استدلال اخلاقی: نقش واسطه‎گری ابعاد هویت اخلاقی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی دانشگاه شیراز

2 دانشیار روانشناسی تربیتی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شیراز

3 دانشیار روانشناسی تربیتی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شیراز

4 دانشیار روانشناسی تربیتی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه شیراز

doi
10.22111/jeps.2017.3420
چکیده

هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه‎ای ابعاد هویت اخلاقی در رابطة بین هوش عمومی و استدلال اخلاقی بود. هوش عمومی، به‌عنوان متغیّر برون‎زاد و ابعاد هویت اخلاقی (درون‎سازی اخلاقی و نمادسازی اخلاقی)، به‌عنوان متغیّرهای واسطه‏ای و استدلال اخلاقی، به‌عنوان متغیّر درون‏زاد مورد توجه قرار گرفتند. شرکت‏کنندگان در این پژوهش 250 نفر از پرستاران بیمارستان‏های شهر کرمان بودند که به‌ روش نمونه‏گیری تصادفی خوشه‏ای چند ‌مرحله‏ای انتخاب شدند و به مقیاس 3 آزمون «هوش کتل» (کتل، 1943)، آزمون «اهمیت هویت اخلاقی برای خود» (آکینو و رید، 2002) و آزمون «معضلات اخلاقی پرستاران» (چریشام، 1981) پاسخ دادند. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود و برای تحلیل داده‎ها از روش تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج نشان داد که هوش عمومی اثر مثبت بر درون‎سازی اخلاقی (0001/0 =p، 20/0β= ) دارد و نیز درون‎سازی اخلاقی دارای اثر مثبت بر استدلال اخلاقی (0001/0 =p ، 26/0β= ) و نمادسازی دارای اثر منفی بر استدلال اخلاقی (03/0 =p، 14/0- β=) است. همچنین مشخص شد که درون‎سازی اخلاقی نقش واسطه‏ای معناداری بین هوش عمومی و استدلال اخلاقی دارد (006/0 =p، 05/0β= ). با توجه به این یافته‏ها می‏توان نتیجه گرفت، زمانی که شخص از کارکرد هوش خود در‌جهتِ درون‏سازی ارزش‏های اخلاقی استفاده کرده باشد، می‏تواند از استدلال غنی‎تری برخوردار باشد.