نقدی بر روشهای نوین تربیت فلسفی معلمان و سیاستگذاری در نظام تربیتمعلم ایران
نویسندگان
1 کارشناس دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه سیستان و بلوچستان
doi
10.22111/jeps.2017.3425چکیده
هدف مقالةحاضر، بررسی الگوهای نوین تربیت فلسفی معلمان و پیشنهاد راهکارهای عملی برای اجراییکردن این نظریهها در نظام تربیتمعلم ایران است. روش تحقیق، نظری و تحلیلی وبهشیوة مروری و کتابخانهای است. یافتهها نشان میدهند که دلایلی چون، توسعة مهارتهای استدلال تفکر عمیق و منطقی، یادگیری تلفیق فلسفة تئوری و عمل، ضرورت توسعة تواناییهای بالقوة ذهنی معلمان، حمایت از معلمان برای پذیرش فلسفة ذهن، ترویج فلسفة ذهن در مدارس، تقویت حس کنجکاوی در تفکر فلسفی، تمرین تفکر خلّاق ازلحاظِ ایدئولوژیک، لزوم گسترش تفکر انتزاعی، لزوم شرکت در استدلال فلسفی و تلاش برای پاسخ به پرسشهای فلسفی ودانش و مهارتهای موردِ نیاز برای تعامل با دانشآموزان در بحث فلسفی، از مهمترین دلایلی است که آشنایی با فلسفة ذهن در تربیتمعلمان را مهم میسازد؛ ازاینرو، تربیت معلمان آشنا با فلسفة ذهن و لزوم تدریس فلسفة ذهن در مراکز تربیتمعلم ایران مهم میباشد و استفاده از الگوهایی نظیرِ تفکر استقرایی، الگوی بدیعهپردازی، الگوی یادیاری، الگوی کاوشگری بهشیوة علم زیستشناختی، الگوی کاوشگری بهشیوة محاکم قضایی، الگوی ایفای نقش، الگوی دریافت مفاهیم و الگوی کاوشگری گروهی در نظام تربیتمعلم ایران پیشنهاد میشود. با توجه بهشرایط فرهنگی و جامعة ایرانی استدلال میشود که الگوهای ایفای نقش و الگوی کاوشگری گروهی برای بهبود نظام تربیتمعلم ایران کارساز است.