مقایسه باورهای انگیزشی و راهبردهای خودتنظیمی یادگیری در دانشجویان مشروط و عادی
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد سپیدان
2 دانشگاه فرهنگیان شیراز
doi
10.22111/jeps.2016.2775چکیده
یکی از مشکلات عمده در سیستمهای آموزشی، مشروط شدن دانشجویان در طول تحصیل است. با توجه به اهمیت شناسایی عوامل مؤثر بر افت تحصیلی، این مطالعه با هدف مقایسة باورهای انگیزشی و راهبردهای خودتنظیمی یادگیری در دانشجویان مشروط و عادی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سپیدان انجام گرفت. بهمنظور بررسی این هدف، 268 دانشجو شامل 59 نفر از دانشجویان مشروط (39 پسر و 20 دختر) و 209 نفر از دانشجویان عادی (129 پسر و 80 دختر) مورد مطالعه قرار گرفت. اطلاعات با استفاده از دو پرسشنامه مشتمل بر پرسشنامة ویژگیهای دموگرافیک و پرسشنامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (MSLQ) جمعآوری شد. اطلاعات جمعآوری شده با استفاده از روش آمار توصیفی و آزمون تی گروههای مستقل تحلیل شد. یافتهها نشان داد که بین دو گروه دانشجویان عادی و مشروط بهلحاظ استفاده از راهبردهای خودتنظیمی یادگیری، تفاوت معنیداری وجود دارد؛ بدین معنی که دانشجویان عادی نسبت به دانشجویان مشروط بیشتر از راهبردهای خودتنظیمی یادگیری استفاده میکنند. افزون بر این، نتایج مطالعه نشان داد که بین دختران و پسران در استفاده از راهبردهای خودتنظیمی یادگیری، تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین، مقایسة دانشجویان عادی و مشروط در مؤلفههای باورهای انگیزشی (خودکارآمدی، ارزشگذاری درونی و اضطراب امتحان) بیانگر تفاوت دو گروه در این مؤلفهها بود؛ اما تفاوت جنسیتی در مؤلفههای باورهای انگیزشی مشاهده نشد.یکی از مشکلات عمده در سیستمهای آموزشی، مشروط شدن دانشجویان در طول تحصیل است. با توجه به اهمیت شناسایی عوامل موثر بر افت تحصیلی، این مطالعه با هدف مقایسه باورهای انگیزشی و راهبردهای خودتنظیمی یادگیری در دانشجویان مشروط و عادی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سپیدان انجام گرفت. به منظور بررسی این هدف، 268 دانشجو شامل، 59 نفر از دانشجویان مشروط (39 پسر و 20 دختر ) و 209 نفر از دانشجویان عادی (129 پسر و 80 دختر ) مورد مطالعه قرار گرفت. اطلاعات با استفاده از دو پرسشنامه مشتمل بر پرسشنامه ویژگیهای دموگرافیک و پرسشنامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (MSLQ) جمعآوری گردید. اطلاعات جمعآوری شده با استفاده از روش آمار توصیفی و آزمون تی گروههای مستقل تحلیل گردید. یافتهها نشان داد که بین دو گروه دانشجویان عادی و مشروط به لحاظ استفاده از راهبردهای خودتنظیمی یادگیری تفاوت معنیداری وجود دارد. بدین معنی که دانشجویان عادی نسبت به دانشجویان مشروط بیشتر از راهبردهای خودتنظیمی یادگیری استفاده میکنند. افزون بر این، نتایج مطالعه نشان داد که بین دختران و پسران در استفاده از راهبردهای خودتنظیمی یادگیری تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین مقایسه دانشجویان عادی و مشروط در مولفههای باورهای انگیزشی (خودکارآمدی، ارزشگذاری درونی و اضطراب امتحان) بیانگر تفاوت دو گروه در این مولفهها بود. اما تفاوت جنسیتی در مولفههای باورهای انگیزشی مشاهده نگردید.