کاربست تئوری جینجیکوب در تحلیل مرزهای پایش قلمرو در فضاهای شهری ازدیدگاه شهروندان بندرعباس

نویسندگان

1 استادیار گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشکدۀ جغرافیا و برنامه‌ریزی محیطی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، ایران

2 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشکدۀ جغرافیا و برنامه‌ریزی محیطی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، ایران

3 استادیار گروه جغرافیا، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه زابل، زابل، ایران

doi
10.22108/sppl.2025.142888.1808
چکیده

تعامل اجتماعی شهروندان در فضاهای ‌شهری شالودۀ‌ زندگی شهری است. هدف از پژوهش حاضر واکاوی و تبیین انگیزۀ‌ شهروندان برای پایش و نظارت بر فضاهای شهری (با توجه به شاخص‌های کالبدی، فضایی، اجتماعی و اقتصادی سطح‌بندی و تراز ‌محله) است. داده‌های این پژوهش به‌صورت کاربردی (مبتنی بر روش توصیفی-تحلیلی) و به‌گونۀ ‌‌پیمایشی گردآوری شده است. جامعۀ ‌هدف شهروندان 15 ساله و بیشتر بندرعباس بوده است. در این مطالعه از ‌روش نمونه‌برداری تصادفی ‌دو‌مرحله‌ای استفاده و داده‌ها (با حجم ‌نمونۀ 385 واحد) با مدل‌های‌ استنباط ‌آماری ناپارامتریک اسپیرمن، کندال‌تائو‌سی، کروسکال‌والیس، سامرز‌دی، کای‌دو و ... تحلیل شده است. نتایج نشان‌داد که 46 درصد شهروندان فضاهای ‌شهریِ «دور ‌از محله» و 66 درصد فضاهای‌ شهریِ «نزدیک و مجاور محله» را قلمرو پایش ‌و کنترل خود می‌دانستند؛ اما این دو شاخص فوق برای جمعیت بی‌سواد به‌ترتیب 70 درصد و90 درصد و برای تحصیلکردگان به‌ترتیب 50 درصد و70 درصد بود. تمایل به پایش فضای ‌شهری در‌میان شهروندان ساکن محله‌های با سطح‌ خیلی ‌بالا و محله‌های با سطح‌ خیلی ‌پایین به‌طور میانگین 68 درصد و 82 درصد بود. همچنین، تمایل به پایش «فضای ‌شهری دور از محله» در‌میان متولدین شهرهای‌کوچک استان ‌هرمزگان 92 درصد و درمیان متولدین کلانشهر‌ها 35 درصد بود. باوجود انتظار اولیه، تأهل و سابقۀ ‌سکونت شهروندان با علاقه به پایش فضای‌ شهری ارتباط معنا‌داری نداشت. همچنین، برخلاف نظر جین‌جیکوب رویکرد شهروندان به پایش فضای‌ شهری فقط تابع ساختار کالبدی، فضایی و طراحی ‌شهری نیست، بلکه با عوامل متعدّدی چون سواد، سن، جنسیت، محل‌تولد، تأهل، فاصله تا محل زندگی، سطح و تراز اقتصادی-‌اجتماعی محله، قابل تبیین و توضیح است. درنهایت، نوآوری پژوهش حاضر این است تاکنون رویکرد شهروندان به پایش و نظارت بر فضای ‌شهری و عوامل اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و فضاییِ تبیین‌کننده و توضیح‌دهندۀ «مرزهای پایش‌قلمرو» در هیچ پژوهشی واکاوی نشده بود.