آموزش تعیین میزان فرسایش بادی با مدل اریفر در حوضه میقان به فراگیران رشته آموزش جغرافیا
نویسندگان
1 فارغ التحصیل رشته اموزش جغرافیاوپردیس امیرکبیر دانشگاه فرهنگیان
2 فارغ التحصیل رشته اموزش جغرافیاوپردیس امیرکبیر دانشگاه فرهنگیان
3 گروه اموزش مطالعات اجتماعی، دانشگاه فرهنگیان، البرز
doi
10.48310/rsse.2025.21050.1317چکیده
زمینه و هدف: فرسایش بادی، از مخاطرات طبیعی در مناطق خشک و نیمهخشک است که به طور قابلتوجهی بر چشماندازهای این مناطق تأثیرگذار است؛ این پدیده نهتنها منجر به بیابانزایی میشود، بلکه بر کیفیت هوا، تنوع زیستی و فعالیتهای کشاورزی تأثیرگذار بوده است؛ لذا درک اهمیت این پدیده و مدیریت مؤثر آن، جهت حفظ اکوسیستمهای حساس و تضمین توسعه پایدار، امری حیاتی است. در این راستا، پژوهشی در حوضه میقان، بهمنظور ارزیابی پتانسیل فرسایش بادی، انجام شده است. هدف این مطالعه، فراهمآوردن یک راهنمای آموزشی برای دانشجو معلمان رشته آموزش جغرافیا در خصوص نحوه استفاده از مدل اریفر جهت تعیین فرسایش بادی است. روش: پژوهش حاضر با استفاده از مدل "اریفر" و با تلفیق دادههای کتابخانهای، نقشههای ژئومورفولوژی و... در کنار مطالعات میدانی، انجامگرفته است. یافتهها: یافتههای پژوهش حاکی از آن است که لندفرم ژئومورفیک سطوح دشتی بالاترین میزان رسوبدهی و در مقابل، لندفرم ژئومورفیک کوهستان کمترین رسوبدهی را از خود نشان میدهد. در ادامه به ترتیب، لندفرمهای ژئومورفیک سطوح نمکی رسی و پوشش نمکی با رسوبدهی بسیار زیاد وجود دارند. پس از آنها نیز، لندفرمهای ژئومورفیکهای تپهماهور، سطوح دشتی کمارتفاع و کوه کمارتفاع و منفرد، همگی در دسته رسوبدهی متوسط قرار میگیرند. نتیجهگیری: نتایج نشاندهنده وخامت وضعیت بیابانزایی در این منطقه است و ضرورت اقدامات حفاظتی را یادآور میشود. امید است پژوهش حاضر، رهنمودی برای دانشجویان و پژوهشگران علم جغرافیا باشد تا با ارتقاء سطح آگاهی عمومی نسبت به چالشهای زیستمحیطی و مخاطرات طبیعی پیرامون، زمینه را برای دستیابی به تعاملی پایدار و مسئولانه با محیطزیست فراهم آورند.