زیست-سیاستِ مدرن: فوکو به کافکا (مطالعه موردی: رمان محاکمه)

نویسندگان

1 دانشگاه شهید بهشتی

2 گروه ادبیات، رشته ادبیات فارسی، دانشگاه گنبدکاووس، گنبدکاووس

doi
10.48308/kj.2024.236345.1262
چکیده

مقالۀ حاضر، با مطالعه‌ای بینارشته‌ای و تطبیقی، ‌به‌دنبالِ کشف پیوندی میان رویکرد فوکو به مفهوم قدرت و نگاه کافکا در رمان محاکمه است. نقطۀ اتصال فوکو و کافکا را می‌توان در مفهوم زیست-سیاست یافت، جایی که زندگی به موضوع سیاست تبدیل می‌شود. ظهور زیست-سیاست نقطۀ افتراق جهان مدرن از جهان سنتی است. در جهانِ پیشامدرن، قدرت در شمایل جلاد و در لحظۀ مرگ پدیدار می‌شد. اما قدرت مدرن با مدیریتِ سوژۀ زنده و آزاد درگیر است. مطالعۀ موردیِ پژوهش حاضر رمان محاکمه اثر کافکا است. کا. (شخصیت داستان) درگیر همان قدرتِ سراسربینی است که فوکو در آثار خویش ترسیم می‌کند، قدرتی که نه یک فعل مجرمانۀ خاص بلکه تمامیتِ زندگیِ مجرم را تعقیب می‌کند. به همین دلیل است که کا. هیچ‌گاه به ارتکاب جرم مشخصی متهم نمی‌شود. درعوض، او ناگزیر است که کل زندگی‌اش -از کودکی تاکنون- را شرح دهد و به زیرِ نور آورد. به اعتقاد فوکو، هرچه قدرت مدرن بیشتر خود را پنهان می‌کند، زندگیِ توده‌ها را بیشتر به روشنا می‌آورد. در رمان کافکا نیز کا. هیچ‌گاه به دادگاه دسترسی ندارد و تا پایان هم از چشم او دور می‌ماند. دادگاه همچون قدرت منتشرِ فوکویی در همه‌جا پراکنده است و هیچ نقطۀ ثابتی ندارد. در مقاله حاضر نشان داده شده است که این قدرتِ همه‌جا حاضر نه یک نیروی الهیاتی بلکه همان زیست-سیاستی است که فوکو از آن سخن می‌گوید.