سیاستهای سازمانی و قصد ترک خدمت کارکنان: بررسی نقشهای میانجی اضطراب، افسردگی و نیازهای اساسی روانشناختی
نویسندگان
doi
10.22034/phr.2026.1284980.1501چکیده
قصد ترک خدمت کارکنان از مسائل دارای اهمیت سازمانها بوده است زیرا میزان بالای قصد ترک خدمت، اضطراب و فشار زیادی را برای کارکنان سازمان ایجاد مینماید. این پژوهش باهدف بررسی نقشهای میانجی اضطراب و افسردگی و نیازهای اساسی روانشناختی بر رابطه ادراک از سیاستهای سازمانی و قصد ترک خدمت کارکنان انجام گرفت. جامعه آماری کارکنان کادر درمان سازمان تأمین اجتماعی شهرستان فارس بودند. روش نمونهگیری در دسترس و حجم نمونه با استفاده از نرمافزار G-Power محاسبه شد بر اساس این نرمافزار حجم نمونه 244 نفر به دست آمد. این پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی و از ماهیت توصیفی / همبستگی است. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه استفاده شد. برای تائید روایی از روایی همگرا و واگرا و برای پایایی از پایایی مرکب و آلفای کرونباخ استفاده شد. برای تجزیهوتحلیل داده ها از نرمافزارهای SPSS24 و AMOS استفاده شد. نتایج نشان داد که بین ادراک از سیاستهای سازمانی و قصد ترک خدمت کارکنان رابطه معناداری وجود دارد. همچنین نتایج پژوهش نشان داد رابطه بین ادراک از سیاستهای سازمانی و قصد ترک خدمت کارکنان، توسط متغیرهای افسردگی و نیازهای اساسی روانشناختی چه بهصورت جداگانه و چه همزمان بهصورت معناداری میانجی میشود. همچنین نتایج پژوهش نشان داد متغیر اضطراب، چه بهصورت مستقل و جداگانه و چه همزمان با نیازهای اساسی روانشناختی، رابطه بین ادراک از سیاستهای سازمانی و قصد ترک خدمت کارکنان را بهصورت معناداری میانجی نمیکند. نتیجه بیانگر ارتباط معنادار بین قصد ترک خدمت و ادراک از سیاستهای سازمانی با و بدون نقشهای میانجی افسردگی و نیازهای اساسی روانشناختی است.