بررسی تاثیرات متغیرهای «شغل و قشربندی اجتماعی» بر «مصرف فرهنگی» جامعه ایرانی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای مطالعات راهبردی
2 عضو هیئت علمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
doi
10.48310/rsse.2025.19379.1266چکیده
پیشینه و اهداف: «مصرف فرهنگی» فعالیتی اجتماعی و رفتاری روزمره است که با رخدادهای فرهنگی در جامعه بازتولید و بارور میشود. شغل و قشربندی اجتماعی، دو متغیر اساسی و اثرگذار بر مصرف فرهنگی هر فرد در جامعه هستند که با فراهمآوردن شرایط برهمکنش میان رخداد و مصرف، فرهنگ را در جامعه ایرانی تعمیق میدهند. روشها: در این پژوهش نخست به سازوکار نظری رابطه شغل و قشربندی اجتماعی با مصرف فرهنگی پرداخته و سپس با بهرهگیری از نتایج مطالعات نظری از طریق روش «تحلیل ثانویه» به بررسی دادههای آماری «موج سوم پیماش سنجش وضعیت مصرف کالاهای فرهنگی در ایران» به تخمینی از شرایط جامعه ایران میپردازیم. پرسش اصلی پژوهش این است که: «متغیرهای شغل و قشربندی اجتماعی چه تاثیری بر مصرف فرهنگی داشته است، چه نوع برهمکنش اجتماعی میان این 3 متغیر برقرار بوده و متاثر از برهم کنش میان این عوامل، دادههای موج سوم پیمایش فرهنگی در حوزه کتاب و مطالعه از حیث اثر بر جامعه ایرانی در تحلیلی ثانوی چه نتایجی را در بردارد؟». یافتهها: یافتههای پژوهش حاکی از این است که سیاست فرهنگی در جامعه ایرانی با نگاهی تقلیلگرا صرفاً متوقف بر سرمایههای اقتصادی ناشی از فرهنگ شده و مسئله اساسی تولید و تعمیق سرمایه فرهنگی در اقشار اجتماعی مورد توجه جدی قرار نگرفتهاست. نتیجهگیری: پژوهش به این نتیجه دستیافت که بازاندیشی در سویههای تولید سرمایه فرهنگی از اهمیتی دوچندان برخوردار است و میبایست مورد تأمل جدی به ویژه در نظام تعلیم و تربیت قرار گیرد.